تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
را به مردم كار سپرده خود را از كاشانيان و كاشان را از لشكر سلطان معتصم نگاه داشتند و آنچه وظيفهء حزم و احتياط و دانستگى و كاردانى بود ، بجاى آوردند و داد مردانگى بدادند و امرا كه همراه اميرزاده عمر شيخ به يزد مىرفتند ، امير [ 1 ] فاضل در ولايت بر آن به اتفاق جماعتى از امرا از ايشان جدا گشته روى به جانب اميرزاده اسكندر آورد . چون برسيد ، حال اختلال امراى اصفهان و نزديك شدن معتصم و جماعت لشكر آذربايجان از تقرير امير [ 2 ] فاضل و جماعت خبرگيران معلوم فرمود ، صديق و كيومرث و بيان را با تومانات و قشونات كه تعلق بديشان داشت ، بر عقب امراى اصفهان كه متوجه يزد گشته بودند ، فرستاد و به نفس خود با تتمهء لشكر متوجه سلطان [ 3 ] معتصم شد و فاضل را به نوازش پادشاهانه سرافراز گردانيد و از منزل قومشه ، « 1 » طوطه و اردوان و ادكو تيمور را به طريق منقلاى روانهء اصفهان فرمود و خود با
هامش
[ 1 ] . ت : از « و امير شاه نوكر امير . . . » تا اينجا ندارد . [ 2 ] . ت : ندارد . [ 3 ] . ت : ندارد . ( 1 ) قومشه : همان قمشه است كه در دو فرسنگى ميانه شمال و مغرب شيراز قرار دارد . ( فرهنگ جغرافيائى ايران ) . ( 2 ) سلطان عبد الله فرزند ابراهيم سلطان صاحب ماوراء النهر ، تولد 27 رجب 836 مقتول شب شنبه 22 جمادى الاول 855 ه . در جنگ با ميرزا ابو سعيد ( - نسب‌نامه / اضافات ) .