رفته امير يوسف را مشرف فرمود . [ 1 ] امير يوسف چون خبر او شنيد ، كسان به استقبال او فرستاد و چون برسيد ، تعظيم تمام كرد و جاى نيكو فرود آورد . اكابر تبريز مجموع پيش او تردد مىكردند . از آن جهت كه نبيره سلطان اويس بود ، به جهت او خرجى كرامند « 1 » مقرر كرد . شاهزاده جوانبخت سلطان معتصم چندگاه كه در تبريز بود ، به عيش و خرمى گذرانيد ، بعد از آن به اتفاق امير بسطام جاگير و رهنمونى قاضى نظام الدين [ 2 ] احمد صاعدى و امراى تركمان و آذربايجان و عراق قصد اصفهان كرده بودند و اميرزاده عمر شيخ بن اميرزاده پير محمد و امير سعيد برلاس و امير جلبانشاه « 2 » كه از كاشان آمده بود و فاضل و ساير امراى اصفهان تا كبرالق به استقبال رفتند [ 3 ] و بههم نارسيده بازگشتند و هزاهز « 3 » در ايشان افتاده [ 4 ] شهر و قلعه اصفهان بازگذاشته خانهخيز « 4 » متوجه يزد شدند و امير شاه نوكر امير جلبانشاه در كاشان بود به اتفاق صاحب اعظم خواجه غياث الدين سيدى احمد [ 5 ] « 5 » محافظت شهر كاشان كرده برج و باروى آن
هامش
[ 1 ] . ت : به تبريز پيش امير يوسف رفت .
[ 2 ] . ت : ندارد .
[ 3 ] . ت : امير سعيد و فاضل و جلبانشاه و ساير امراى اصفهان به استقبال رفتند .
[ 4 ] . ت : « هزاهز در ايشان افتاده » ندارد .
[ 5 ] . در حاشيه نسخه م چنين آمده است : ( متاسفانه به علت بريدگى لبه كتاب بعضى از كلمات ناخواناست ) . « اين خواجه غياث الدين سيدى احمد پسر خواجه احمد پسر حسين خواجه سمرقندى الاصل است . در فارس وزير ميرزا اسكندر بن ميرزا عمر شيخ بن امير تيمور گوركان شد ، و چون ميرزا شاهرخ بن امير تيمور بر عراق و فارس مسلط شد ، او را خانه كوچ به هرات بردند و چون معلوم كردند كه پدر ( يك كلمه ناخوانا ) وزارت ترمه شيرين خان و امير قزاغن و امير حسين ( يك يا دو كلمه ناخوانا ) امير قزاغن داشتهاند و بعد از آنكه نوبت سلطنت امير تيمور شد ، اول حسين خواجه را وزارت داده و بعد از آن ( چند كلمه ناخوانا ) و بعد آنكه توكل در آب خوارزم غرق شده ، برادرش خواجه احمد قائم مقام گردانيده و اين خواجه سيد را ( چند كلمه ناخوانا ) به عراق و كرمان همراه اقارب خود آمده بود و وزارت امير بايسنغر يافت و چون در بارسئيل اميرزاده ( چند كلمه ناخوانا ) خاقان مغفور ميرزا شاهرخ با خواجه غياث الدين ( چند كلمه ناخوانا ) در وزارت سرمك ( ؟ ) گردانيد و ملازم ميرزا شا ( هرخ ) به آذربايجان آمده در قراباغ به رحمت حق پيوست و از آنجا به هرات نقل كرده در ( چند كلمه ناخوانا ) خواجه ابو الوليد مدفون است . تاريخ وفاتش « اليه يجود مثواه »
حرره العبد الضعيف شمس الدين محمد بن سيدى احمد بن احمد بن حسين خواجه بن - عبد الملك بن شمس الدين محمد غفر الله ذنوبهم ، 3 صفر سنه 875 به نواحى معالجوق اورايتو در حالتى كه به فرمان پادشاه زمان امير تاج الدين حسن بن امير على بن امير عثمان بايندر بلهم ( ؟ ) تحقيق خزانه اوريتو آمده و من بنده بعد از وزارت سلطان شهيد الغ بيك بن ميرزا شاهرخ و اميرزاده عبد الله « 2 » بن ابراهيم سلطان بن ميرزا شاهرخ و ميرزا سلطان ابو سعيد بن سلطان محمد بن ميرزا ميرانشاه بن امير تيمور هم در زمان سلطان ابو سعيد مذكور در سنه 873 هجريه حاكم اصفهان بوده مستقلا .
( 1 ) كرامند : با قدر و قيمت ( نفيسى ) .
( 2 ) احسن التواريخ : چلبانشاه برلاس ص 41 و نيز همين كتاب زبده التواريخ ص 349 .
( 3 ) هزاهز : آشوب ، فتنه ، سروصدا ، پريشانى ، آشفتگى ، غوغا ( دهخدا ) .
( 4 ) خانهخيز : كوچانيده ، از منزل بركنده ( دهخدا ) .
( 5 ) خواجه غياث الدين سيدى احمد بن خواجه نظام الملك احمد اندخودى . وى به اتفاق خواجه غياث الدين احمد وزير ميرزا شاهرخ بوده ( 838 ه . ) مرگ او به سال 839 ه .
اتفاق افتاد و به دست پسرش خواجه شمس الدين محمد در هرات در جوار مزار پير خواجه ابو الوليد احمد مدفون گرديد . ( دستور الوزراء ص 357 و حبيب السير ج 4 ص 2 )