المعظم - سنه اثنى عشر و ثمانمايه ،
شعر
فتوح سوى يمين و سعود سوى يسار * سپهر زير ركاب و زمانه زير عنان
بر محروسهء هرات كه مستقر دولت و مركز تائيد و نصرت است سايه افكند . به يمن مقدم همايون اين خطه آرايش و جمال يافت و تاج و سرير شهريارى [ 1 ] و تخت و افسر جهاندارى به ذلت [ 2 ] مبارك زيب و زينت گرفت . امداد الطاف ربانى و سعود آسمانى متواتر و متواصل « 1 » شد و پيك گردون اخبار مقامات و غزوات در عرصهء عالم شايع و مستفيض گردانيد و فلك جام زرين ناهيد و كلك سيمين عطارد به رسم تهنيت به بارگاه اشرف فرستاد و باز چتر خورشيد فر سايه بر ممالك خراسان انداخت و ديده مريخ نعل سمند جهانپيماى شد و بخت قوايم تخت فرقدساى « 2 » بر فرق مشترى نهاد و سراپرده عز و شرف طناب قدر بر تارك كيوان كشيد و ارباب تيغ و قلم و اصناف خدم و حشم به خدمت درگاه معظم شتافتند و شرايط مراسم دعاگوئى و ثناخوانى به تقديم رسانيدند . « الحمد اللّه العلى المتعال » « 3 » كه به مستقر جلال :
سعادت در ركاب و بخت همراه * جنيبت « 4 » كش سپهر و چتر بر ماه
مواكب امانى و اقبال از مشرق وصال آمال طلوع كرد و در برج فرماندهى و بيت شاهنشهى مستقيم گشت .
شعر
باز درآمد به شهر كوكبه شهريار * عزت [ 3 ] فردوس شد از قدمش اين ديار
آب ينابيع « 5 » اوست غيرت آب حيات * خاك اراضى اوست نافهء مشك تتار
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 2 ] . ت : ندارد .
[ 3 ] . ت : عبرت .
( 1 ) متواصل : پيوسته و متصل با ديگرى ( نفيسى ) .
( 2 ) فرقد : فرقدان / فرقدين ، دو ستاره نزديك قطب كه بدان راه شناسند ( غياث ) .
( 3 ) سپاس خداوند عالى متعال را .
( 4 ) جنيبت : يدك ، اسب كتل ( نفيسى ) .
( 5 ) ينابيع : ج ينبوع ، چشمه بزرگ آب ( آنندراج ) .