بلاد ماوراء النهر در رجب سنه اثنى عشر و ثمانمايه عنان عزيمت بر صوب خراسان - صانها اللّه تعالى عن الحدثان « 1 » - منعطف گردانيد و روى رايت منصور به مستقر سرير سلطنت و مركز عز و جلال آورد و اقبال روزافزون در مقام مقاومت [ 1 ] مقيم گشته و بخت مساعد ممالك هفت اقليم تسليم كرده .
نظم
ايام به كام و اختران فرمانبر * و افلاك نهاده بر خط فرمان ، سر
راى عالى را كه جز بر جادهء رشاد و منهج سداد نرود ، مصلحت آن نمود و اقتضا چنان فرمود كه حكومت و ايالت ممالك بلخ و طخارستان تا به سرحد كابل و بدخشان كه التفات خاطر عاطر به مناظم « 2 » احوال آن ديار بيشتر بود ، به فرزند ارجمند خورشيد سپهر مملكت و ماه افق رفعت و مشترى فلك دولت و نگين خاتم سعادت شهريار دادگستر جهاندار بندهپرور خسرو جمشيد فر شاه فريدون سير مظفر الدنيا و الدين ابراهيم سلطان بهادر - اعلى الله تعالى قدره و نفذ فى الخافقين امره « 3 » - كه در غره ميمون و اسرهء « 4 » همايون او انوار جهانگيرى واضح و رخشان است و آثار كشورگشائى لايح و درافشان و يقين [ واثق و ظن ] صادق است [ 2 ] و اميد به فضل ربانى فسيح و زبان [ 3 ] اقبال به تقرير اين معانى فصيح كه عنقريب او را آنچه غايت همت و نهايت نهمت « 5 » دولتخواهان است ، از قوت و قدرت و بسطت ميسر [ 4 ] خواهد گشت و تا به ديرگاهى از مناصب ملوك كامكار و درجات سلاطين بزرگوار در خواهد گذشت ، تفويض فرموده رفع و خفض [ 5 ] و بسط و قبض و حل و عقد آن ممالك
هامش
[ 1 ] . ت : معاودت .
[ 2 ] . ت : ندارد .
[ 3 ] . ت : فتح و زمان .
[ 4 ] . ت : ندارد .
[ 5 ] . ت : خوض .
( 1 ) خداوند متعال آن را از بليات نگهدارد .
( 2 ) مناظم : ج نظم ( نفيسى ) .
( 3 ) خداوند متعال منزلت او را بلند مرتبه گرداند و دستور او را در مشرق و مغرب دنيا به اجرا درآورد .
( 4 ) اسره : جماعت ، دودمان ، قبيله ( دهخدا ) .
( 5 ) نهمت : مراد ، كمال مطلوب ، غايت آرزو ( دهخدا ) .