بود ، ممنون گردانيده او را بدان طرف روانه فرمود . نواحى آن ممالك به فر قدوم او بر نهج استقامت استمرار يافت و خورشيد دولت جهانگيرش بر مناكب اقطار تافت .
ذكر تفويض ولايت قندهار و كابل به اميرزاده قيدو بن اميرزاده پير محمد بهادر بن اميرزاده اعظم جهانگير بهادر طاب الله ثراهم [ 1 ]
بعد از آن ولايت قندهار و كابل و غزنين [ 2 ] تا كنار آب سند « 1 » و افغانستان كه در زمان حيات حضرت امير صاحب قران [ 3 ] - انار الله برهانه و ثقل بالحسنات ميزانه - كه در تصرف نواب كامياب امير و اميرزاده سعيد شهيد اميرزاده پير محمد بن [ امير ] جهانگير بود ، به فرزند ارجمند او اميرزاده بزرگ عادل باذل خسرو جوانبخت وارث مناقب الولاية واسطهء عقد الامارة تتمه قلاده بختيارى و تميمهء « 2 » وشاح [ 4 ] « 3 » جهاندارى [ 5 ]
[ مصراع ]
بزرگ همت و بسيار دان و اندك سال
اميرزاده قيدو بهادر مسلم فرموده او را با لشگرهاى [ بسيار ] و متعلقان و نواب بدان جانب روانه گردانيد و فرمان فرمود تا مملكت را به احسان و معدلت كه از ايزد تعالى بدان مامور و معاقب خواهند بود ، رونق و طراوت دهد و انديشه ظلم و عدوان
هامش
[ 1 ] . ت : پير محمد بهادر غفر الله لهما .
[ 2 ] . ت : غزنى .
[ 3 ] . ت : حضرت صاحب قرانى .
[ 4 ] . ل : و شاخه .
[ 5 ] . ت : جهانگيرى .
( 1 ) آب سند : رود بزرگى كه از درهء ميان هيماليا و قره قورم سرچشمه مىگيرد و از درهء تاريخى ميان هند و افغانستان گذشته در آنجا رودخانه كابل از افغانستان وارد آن مىگردد . ( دهخدا ) .
( 2 ) تميمه : تعويذ و مهرهء سياه و سفيد كه در گردن طفلان اندازند ( آنندراج ) .
( 3 ) وشاح : دوالى است پهن مرصع به جواهر رنگارنگ ( نفيسى ) . گردنبند .