تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
تا از عقيدت دوستان باخبر و از مكيدت دشمنان بر حذر تواند بود و در كلى احوال با شمول استمالت و حصول استقامت طريق تحفظ « 1 » و تيقظ سپردى و ثبات عزم بر تقديم ابواب حزم از واجبات شمرند تا پيوسته از عواقب غفلت معصوم باشند و به بيدارى و هوشيارى موسوم . و چون خاطر خطير از كليات آن ممالك فارغ آمد و به راى منير و تدبير صايب عرصهء ولايت ترتيب و نسقى تمام گرفت و مطالب اصحاب حاجات و مآرب ارباب خيرات به يمن نجاح مقرون شد و مهمات و مصالح و اعراض و مقاصد در حيز حصول آمد و قواعد ملك و ملت بر مقتضاى مشيت راسخ و راسى گشت و امور دين و دولت در سلك ارادت متنسق و منتظم شد . شعر
به روزگار تو آن انتظام يافت جهان * كه از حمايت چو بىنياز [ 1 ] شد كافور در آن ديار كه عدل تو افكند سايه * به قدر ذره بود آفتاب وقت ظهور
صيت مفاخر پادشاهانه و مآثر خسروانه در بسيط ربع مسكون شايع و مستفيض گشت و ذكر مقامات و غزوات مشهور در تواريخ مثبت و مدون شد . و السلام على محمد و آله [ 2 ]

ذكر تفويض ولايت طخارستان و توابع آن به اميرزاده پيروزبخت [ 3 ] [ اعظم اميرزاده ] محمد جهانگير بن اميرزاده محمد سلطان - نور الله قبره و ثراه [ 4 ] « 2 » -

چون به لطايف صنع ربانى و عواطف فضل سبحانى كه توفيق شكر آن ميسر باد ، ممالك ماوراء النهر و تركستان با توابع و لواحق آن - چنانچه شرح داده آمد -
هامش
[ 1 ] . ت : نصيب . [ 2 ] . ت : و اسلام . [ 3 ] . ت : ندارد . [ 4 ] . ت : نور قبره . ( 1 ) تحفظ : پرهيز كردن ، خود را نگه داشتن ( فرهنگ نظام ) . ( 2 ) خداوند قبر و خاك او را روشن گرداند .