مسخر و مضبوط و ساخته و پرداخته گشت و خاطر همايون را از آن طرف فراغى روى نمود و انديشه معاودت به مستقر جلادت و مركز دولت در ضمير منير جاى گرفت ، روى به ضبط مهمات خراسانات [ 1 ] آورد ، ولايت حصار شادمان « 1 » با توابع و مضافات سيورغال اميرزاده اعظم واسطهء عقد بختيارى و در صدف كامكارى نهال باغ جلال و سرو بوستان كمال [ 2 ] نور حدقهء افضال و نور حديقهء آمال :
شعر
جوان جوانبخت روشنضمير * به دولت جوان و به تدبير پير
اميرزاده محمد جهانگير « بلغه اللّه غاية آلامال و وقفه بمحاسن الاعمال » « 2 » كه در دودمان مملكت و خاندان پادشاهى فرزندى [ 3 ] شايسته و خلفى صادق است و چشم دولت و عرصهء مملكت به جمال مباركش روشن بر سرير جلالت زيبنده سروى است و از فلك سعادت تابنده اخترى ، دلايل شهريارى در ناصيهء او پيدا و مخايل جهاندارى در افعال او مشاهده فرموده ابواب شفقت پدرانه بر او مفتوح گردانيده و اسباب تصرفات ملكانه و تجملات [ 4 ] پادشاهى او آماده ساخت و حاصل آن ممالك را به جهت اخراجات ديوان او معين فرمود و به جهت رعايت مصلحت او بروجه وصايت فرمود تا در كل احوال نيكوكارى را عمده خويش سازد
« إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
[ 1 ] » « 3 » و شرط « الشفقة على خلق الله » « 4 » به جاى آرد و بذل عاطفت را درباره رعايا وسيلت تحصيل رضاى ايزد عز و علا سپارد كه « الخلق عيال اللّه فاحبهم
هامش
[ 1 ] . ت : خراسان .
[ 2 ] . ت : ندارد .
[ 3 ] . م و ت : فرزند .
[ 4 ] . ت : « تجملات » ندارد .
[ 1 ] قسمتى از آيه 30 سوره 18 ، ( در نسخه ت ، نوشته شده :أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ . . .) ( ؟ ) .
( 1 ) حصار شادمان : شرف الدين يزدى در ظفرنامه مكرر از اين حصار نام مىبرد ( ج / 1 ص 49 ، 450 ) اين حصار ظاهرا همان قلعهء شومان است كه در ناحيه قباديان و جنوب شهر واشجرد است در اطراف رود جيحون در ماوراء النهر ، اصطخرى ، ابن حوقل ، مقدسى و ياقوت آن را ذكر كردهاند ، - لسترنج سرزمينهاى خلافت شرقى ص 468 و ( دهخدا ) .
( 2 ) برساند خداوند او را به منتهاى آرزوهايش و موفق بدارد او را در كارهاى نيك .
( 3 ) ما پاداش كسى كه نيك عمل كرده تباه نمىكنيم .
( 4 ) - ص 46 .