تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
موسوم نشود ، چه تدبير مصالح و ترتيب مهمات در آن وقت بايد كردن كه عنان تمالك و اختيار در دست باشد ، نه آنگاه كه پاى در سنگ نامرادى و اضطرار آيد و جز بهانهء تقدير در خزانهء تدبير حاصلى نماند . حضرت سلطنت شعارى آن فرزند ارجمند را در مراقبت اين اركان و حدود و محافظت آن شرايط و عهود وصيت فرموده و اسباب سلطنت او مهيا گردانيده آنچه از مراسم و لوازم جهاندارى است ، مرتب فرموده ملوك و امراى شجاعت پيشهء ضراعت انديشه كه نام رستم را روز جنگ به ننگ فرو برند و هنگام طعان و ضراب بنياد صيت افراسياب را خراب گردانند ، در زمرهء او معدود گردانيده ، وزرا و كبرائى كه صاحب « 1 » و صابى « 2 » به نسبت با حالت [ 1 ] كفايت و شهامت ايشان در معرض بىكسى باشد ، در ديوان او مجتمع و در عقد او منتظم فرموده و در تفويض امر ولايت‌دارى نص اختيار و شغل نيابت به اصابت تدبير و راى صائب امير اعظم نويين اعدل امير شاه ملك - طاب ثراه - بازگذاشته و در حفظ و قوانين و رسم و آئين اين منصب اعتماد به زيور عقل و صفاى ذهن او كرده تا چنان كه از وفور خرد و حصافت « 3 » او مشهور و متعارف است و از فرط ذكا و شهامت او معتاد و مالوف بود ، روى به نظم آن مملكت آورد و پيوسته منهيان و جاسوسان به اقاصى بلاد و اطراف روان داشتى و همواره از اخبار جوانب پرسان و از هجوم حوادث ترسان
هامش
[ 1 ] . ت : اصالت . ( 1 ) صاحب ابن عباد ، ابو القاسم اسماعيل ابن عباد ، 326 - 385 ه . از مشاهير دوران و رجال و عربىنويسان در عهد ديالمه ( - ريحانة الادب ج 3 ص 350 و نيز الموسوعة - العربية الميسرة 1112 . ( 2 ) ابراهيم بن هلال بن ابراهيم بن زهرون مكنى به ابو اسحق از بزرگان كتاب و بلغاى فرقه صابئين است . وى به سال 349 متقلد ديوان رسائل گشت و به سال 367 عضد الدوله ديلمى او را زندانى كرد و به سال 371 آزاد شد و در 384 به سن هفتاد و يك سالگى درگذشت ثعالبى در يتيمية الدهر ( ج 2 ص 26 ) گويد : در ترجيح صاحب و صابى بر يكديگر سخن بسيار گفته‌اند ، گزيده‌تر سخن كه شنيده‌ام اين است : صاحب چنان كه خود مىخواست مىنوشت و صابى چنان كه از او مىخواستند و ميان اين دو فرق بسيار است و پس از اين دو چرخ فصاحت و بلاغت بازايستاد . ( 3 ) حصافت : استوار خرد ، خردمندى ، استوارى عقل ( غياث اللغات ) .