جانسپارى كنند و از عواطف پادشاهانه محروم مانند و گروهى از طاعت تقاعد نمايند و از بطش ملكانه نجات و راه خلاص [ 1 ] يابند .
نظم
و وضع الندى فى موضع السيف بالعلى * مضر كوضع السيف فى موضع الندى « 1 »
اما اگر از زمرهء حشم مجرمى خايف در پناه توبه گيرد و دست در دامن اعتذار زند ، او را از لذت عفو و نعمت رحمت بىنصيب نگرداند و جناح امن و امان بر سر وى گسترد . [ 2 ] فى الجمله در جملگى احوال بر جادهء « خير الامور » رود و از طرفى تفريط و افراط به اعتدال اوساط « 2 » گرايد تا مزاج اعمال از قانون صحت منحرف نشود و اسباب خلل دست در هم نزند و عارضهء دلمشغولى « 3 » حادث نگردد و اعراض ناكامى لازم نيايد .
ديگر بايد كه ثغور [ 3 ] و سرحدها به مردان گزيده و دليران كارديده اهل دريت و حنكت [ 4 ] و بأس « 4 » و نجدت كه با تجارب روزگار آشنا شده باشند و با حوادث زمانه همزاد [ 5 ] آمده و به تيقظ « 5 » و تحفظ مذكور و به مردانگى و فرزانگى مشهور گشته ، مشحون و معمور دارد و به هيچ وقت از اين جماعت كه به رتبت راى و شجاعت حالى باشند ، خالى نگذارد تا اگر حالى روى نمايد يا مهمى پديد شود ، [ 6 ] در آن وهلت از عواقب غفلت مصون و معصوم باشد و به وصمت « 6 » ندامت و سمت ملامت
هامش
[ 1 ] . ت : « و راه خلاص » ندارد .
[ 2 ] . ت : گسترانيد .
[ 3 ] . ت : ثقور ( ؟ ) .
[ 4 ] . ل : حكمت .
[ 5 ] . ل : همراه .
[ 6 ] . ت : اگر ناگاه حالى پديد آيد يا مهمى روى نمايد .
( 1 ) پس قرار دادن بخشش در جاى شمشير به بزرگى زيان مىرساند مانند نهادن شمشير در جايگاه بخشش . اين بيت از متنبى است . - حاشيه تاريخنامه هرات - اثر يعقوب هروى به كوشش مرحوم صديقى ص 433 .
( 2 ) اوساط : ج وسط .
( 3 ) دلمشغولى : اضطراب ، تشويش ( نفيسى ) .
( 4 ) بأس : قوت ، دليرى ، شجاعت ، شدت ( معين ) .
( 5 ) تيقظ : بيدار كردن ( آنندراج ) .
( 6 ) وصمت : عيب ، ننگ و عار ( نفيسى ) .