تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
شهوات نفسانى از دست ندهى و بر ملازمت تلاوت كتاب خداى عز و جل كه رهنماى دين و مقتداى اهل يقين و دليل شارح شرع و معجز شارع حق است
« لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
هامش
7 * » « 1 » مواظبت و مداومت نمايى و در اصناف و انتصاف « 2 » ميان قوى و ضعيف و وضيع و شريف و بعيد و قريب تفاوت جايز ندارى و از نصيحت ربانى و وصيت يزدانى كه مىفرمايد ، قوله تعالى :« يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ8 * * » « 3 » غافل نباشى و با خلايق كه جمله امانت خالق‌اند ، طريق معدلت و مرحمت سپرى « ارحموا من فى الارض يرحمكم من فى السماء » « 4 » و ائمه و علما را كه ورثهء انبيا و حفظهء « 5 » بيضهء دين خدااند به چشم اعزاز و احترام ملحوظ خاص [ 1 ] [ دارى ] و از صوب انعام [ 2 ] و فيض اكرام به حظ اوفر محظوظ و در حوادث دينى و واقعات شرعى از مقتضاى قول و حكم و فتواى ايشان عدول جايز نشمرى و قضات كه در امضاى فصل خصومات و استماع دعاوى امراى شرع و امناى خداىاند عز و جل ، به تخصيص [ 3 ] حق ضعيفان دست قوى دارى و به هيچ‌وجه به نقصان ملازمان [ 4 ] و مجلس قضا رضا ندهى و اگر كسى تمرد و تفرد نمايد ، در مالش او كه « دينا و دنيا » متضمن صلاح بزرگ باشد ، اهمال نشايد ورزيد تا حقوق مستضعفان [ 5 ] مستهلك نشود و اموال بيچارگان مذهوب « 6 » نگردد و مزارعان و دهاقين را كه سبب آبادانى عالم و واسطهء ارزاق بنىآدم‌اند ، از تعدى و ظلم متجنده و سپاه و شكار [ 6 ] و [ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . ت : ندارد . [ 3 ] . ت : به تحصيل . [ 4 ] . ت : ندارد . [ 5 ] . ت : مستضفيان . [ 6 ] . ت : پيكار . [ 7 ] * قسمتى از آيه 42 سوره 41 . [ 8 ] * * قسمتى از آيه 26 سوره 38 . ( 1 ) باطل از پيش رويش و از پشت سرش بدان درنيايد . ( 2 ) انتصاف : تمام حق خود گرفتن از كسى ، داد ستدن ، داد گرفتن ( دهخدا ) . ( 3 ) اى داود ، ما تو را در اين سرزمين جانشين كرده‌ايم ، ميان مردم به حق داورى كن . ( 4 ) ببخشائيد آن‌كس را كه در زمين است تا رحمت بياورد بر شما آنكه در آسمانست . اين عبارت حديثى است از حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم كه در صحيح ترمذى - باب بر - 16 آمده است . ( 5 ) حفظه : ج حافظ ، نگاهبانان ( دهخدا ) . ( 6 ) مذهوب : برده شده ، برده .