تقديم رسانم . انشاء الله .
در اين اثنا اميرزاده خليل سلطان بهادر بعد از آنكه از الانكوه [ 1 ] بيرون آمده به جانب ولايت امير شيخ نور الدين رفته به دو ملحق گشته بود و مولانا قطب الدين - صدر و امير توكل از پيش شيخ نور الدين مراجعت نموده اين معنى به عز عرض همايون رسانيدند .
بندگى حضرت را عذر امير شيخ نور الدين مسموع نيفتاد و عزيمت آن طرف مصمم گردانيد . چون به آقسولات [ 2 ] « 1 » رسيدند ، يحيىكا نوكر اميرزاده خليل سلطان بهادر برسيد و احوال خليل سلطان بهادر معروض گردانيد . بندگى حضرت ، يحيىكا را كه نوكر قديم و اتاكاى « 2 » خليل سلطان بهادر بود ، باز پيش او فرستاد و دلدارى نموده به مواعيد مستظهر گردانيد .
چون يحيىكا پيش خليل سلطان بهادر رسيد و رسالت بندگى حضرت به دو رسانيد ، خليل سلطان بهادر بدان مواعيد مستظهر گشته يحيىكا به بندگى حضرت عهد و ميثاق كرده از امراى بزرگ هركه را مصلحت داند ، بدين طرف روانه فرمايد [ 3 ] تابنده متوجه اردوى همايون گردد . بندگى حضرت ، امير شاه ملك را و امير حسن صوفى و امير عليكا كوكلتاش را پيش خليل سلطان بهادر فرستاد . اگر چند [ 4 ] ذكر صدق و ديانت و وفا و راستى و امانت بندگى حضرت :
مصراع
كه باد تا ابد از عمر و جاه برخوردار
عالميان را از آن معنى مستغنى گردانيده است كه بر قول او وثيقتى خواهند يا
هامش
[ 1 ] . ت : لانكوه .
[ 2 ] . در حاشيه ت نوشته شده : به موضع ازون .
[ 3 ] . ت : گرداند .
[ 4 ] . ل : چه .
( 1 ) آقسولات ، در وجه آقسلات هم ثبت شده است . فصيحى خوافى در ذيل وقايع سال 807 از اين موضع كه بر سر راه « اترار » به جانب چين بوده ياد كرده است : رفتن امير صاحب قرآن به يورش خطاى . . . به اترار به مقام اقسولات و مدت 28 روز در - اقسلات مقام فرمود . . . ( مجمل / 151 ) .
( 2 ) اتاكا : استاد ( فرهنگ شفيع ) .