نمايند .
چون امراى مذكور متوجه آن طرف گشتند ، امير شاه ملك پسر مير خدايداد را كه در شاهرخيه « 1 » بود و شاه جهان كه خدايداد را به قتل رسانيده بود و سر او پيش امير شاه ملك فرستاده متوجه اردوى همايون گشته سر و پسر خدايداد را رسانيده و امير شيخ نور الدين كه بر موجب فرمان متوجه امير خدايداد گشته بود با او ملاقات ناكرده خود قضيه او به آخر رسيد ، به بساط بوس بندگى حضرت رسيده عرضه داشت كه لشكر مغول به ولايت درآمده است . مبادا كه به جانب ولايت او روند و خرابى واقع شود . اگر فرمان عالى صادر گردد ، به جانب ولايت خود رود . بندگى حضرت ملتمس او را مبذول فرموده او را اجازت داد به شرط آنكه زود معاودت نمايد .
امير شيخ نور الدين وعده كرد كه چون لشكر مغول معاودت نمايند ، متوجه اردوى همايون گردد . بدين ميعاد بهطرف ولايت خود رفت و بندگى حضرت عنان جهانگشاى و ركاب فلكفرساى به صوب آب خجند معطوف گردانيده در آن نواحى نزول فرمود .
و در اين اثنا خبر رسيد كه چون قضيه امير خدايداد - چنانچه شرح داده آمد - به وقوع پيوست و نوكران امير خدايداد كه به محافظت اميرزاده خليل سلطان بهادر موسوم بودند با او متفق گشته به جانب الان قلعه رفتند و به امير عبد الخالق پسر امير خدايداد ملحق گشتند . فرمان خدايگانى - لا زال مقرونا بالمضاء و النفاذ « 2 » - بر آن جمله به نفاذ انجاميد كه امير شاه ملك و امرا با لشكرها بهطرف الان روند و قلعهء ايشان را محاصره كرده ايشان را به دست آرند .
هامش
( 1 ) شاهرخيه : همان شهر « فناكت » از شهرهاى مهم چاچ بوده است كه در جانب راست سيحون جائى كه راه خراسان از سمرقند به چاچ از رود سيحون مىگذشت واقع بود ، چون شاهرخ به تجديد عمارت آن همت گماشت به نام شاهرخيه موسوم شده است .
شرف الدين على يزدى - ج 1 ص 94 و 101 و لسترنج - خلافتهاى شرقى ص 513 ضمنا ناگفته نماند كه فصيحى خوافى در ذيل وقايع سال 784 مىگويد بناى شهر شاهرخيه كه در زمان چنگيز خان خراب شده بود ، توسط امير تيمور به نام فرزندش شاهرخ انجام گرفت .
( 2 ) پيوسته مقرون باشد با اجرا و نفوذ .