حضرت سلطنت شعارى مولانا قطب الدين صدر و امير توكل قرقرا را كه از زمرهء ابناى جنس به مزيد عقل و كفايت و دراست « 1 » و درايت ممتاز بودند و در حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه - به قربت و مكانت از اقران مخصوص و در تقرير مفاوضات و شرح مسموعات زبانآورى و فصاحت ايشان ظاهر ، پيش امير شيخ نور الدين فرستاد . مضمون آنكه چنان مقرر بود [ 1 ] كه به زودى مراجعت نموده پيش ما آيد سبب توقف چيست ؟ مىبايد كه مرمت مبانى مودت نموده ، در عمارت اساس صداقت سعى پيوندد و از محظور
« لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ
[ 1 ] » « 2 » امتناع نموده در زمرهء
« يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْمِيثاقَ
[ 2 ] » « 3 » منخرط گشته و از سر استظهار تمام متوجه گردد و [ 2 ] به حقيقت معلوم دارد كه در حق او جز تربيت و عنايت و شفقت در خاطر نگذرانيدهايم و نخواهيم گذراند .
چون مولانا قطب الدين و امير توكل پيغام بندگى حضرت به امير شيخ نور الدين رسانيدند ، او در جواب عرضه داشت كه عنايت بندگى حضرت درباره خود بسيار مشاهده كردهام . فاما از جهت تقصيرات خود متوهمم . اميدوارى به عنايت و عاطفت بندگى حضرت آنكه از راه لطف و بندهنوازى اين معذرت را موقع قبول نهاده و بنده را ممنون منت گردانيده در اين ولا از آمدن بدان جناب معاف و مسلم [ 3 ] فرمايند . من بعد كه رايات همايون به جانب خراسان معاودت نمايند ، اين بنده به بندگى مخدوم [ 4 ] و مخدومزاده جهان و جهانيان سايهء رحمت يزدان الغ بيك بهادر [ 5 ] گوركان - خلد الله ملكه -
مصراع
جان كمروار بر ميان بسته
حاضر شوم و آنچه وظيفه خدمت و ملازمت و هوادارى و دولتخواهى باشد ، به
هامش
[ 1 ] . ت : مقرر چنان بود .
[ 2 ] . ت : چه .
[ 3 ] . ت : ندارد .
[ 4 ] . ت : ندارد .
[ 5 ] . م و ت : ندارد .
[ 1 ] قسمتى از آيه 2 سوره 61 .
[ 2 ] قسمتى از آيه 20 سوره 13 .
( 1 ) دراست : دانايى ( آنندراج ) .
( 2 ) چرا چيزهائى گوئيد كه نمىكنيد .
( 3 ) همان كسان كه به پيمان خدا وفا كنند و پيمانشكنى نكنند .