ذكر وقايع و حوادث [ 1 ] سنه اثنى عشر [ 2 ] و نمانمايه . « 1 » تتمه حكايات و احوالى كه در اين سال در ماوراء النهر به وقوع و حدوث پيوست . [ 3 ]
پيشتر حكايات تسلط [ 4 ] خدايداد حسينى بر اميرزاده خليل سلطان و توجه بندگى حضرت سلطنت شعارى ، بدان سبب ، به جانب سمرقند گذشته است ، چون حضرت سلطنت [ 5 ] شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - به سمرقند رسيد و ملك موروث به تحت تصرف درآورد ، از دار السلطنه سمرقند در اوايل محرم سنه احدى عشر [ 6 ] و ثمانمايه امير خضر خواجه و امير حسنكا و خواجگى را با قشونات ايشان مقرر فرمود كه به خراسان رفته به امير لطف الله و امير حمزه قتوقو - كه پيشتر ذكر ايشان گذشته - ملحق گشته در سرحد سجستان و نيمروز بنشينند و ممد و معاون يكديگر باشند و لديناى ترخان را به رسالت پيش امير خدايداد حسينى فرستاد . مضمون رسالت آنكه پيشتر معروض گردانيدى كه از براى شما كارى كردهام ، ما از آن معنى منت داريم .
فاما بعد از آن امرى كه سبب انهدام مبانى مصافات بود ، واقع نگشت و ثبات قدم اينجانب بر منهج وفا و ترصيص « 2 » بناى صفا معلوم دارد و رغبتى كه بر تربيت و تقويت اولياى حضرت نمودهايم ، دور و نزديك و ترك و تازيك ديده و شنيده از اين امرى واقع نگشته كه موجب احتراز و اجتناب باشد . چرا به ما ملحق نشدى و از چه روىگردان گشتى ، اهمال و تهاون [ درآمدن ] بنابر چيست ؟
چون لدينا ترخان رسالت بندگى حضرت به امير خدايداد رسانيد در جواب گفته بود [ 7 ] كه امير شيخ نور الدين بندگى حضرت را بر اين مزاج نخواهد گذاشت .
هامش
[ 1 ] . ت : حوادث و وقايع .
[ 2 ] . م : اثنى و عشر .
[ 3 ] . ت : به وقوع پيوسته است .
[ 4 ] . ت : آن تسلط .
[ 5 ] . ت : از « شعارى » تا اينجا ندارد .
[ 6 ] . ت : اثنى عشر .
[ 7 ] . م و ل : رسانيد .
( 1 ) سال 812 .
( 2 ) ترصيص : استوار كردن بنا و منضم ساختن بعض آن به بعض ديگر ( دهخدا ) .