تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
اخوت و اخوات و بعد از ايشان ديگر اقارب عصبات « 1 » كه زبدهء آن موصوفات و خلاصهء اين مذكورات‌اند ، نمىتواند بود كه ايشان را اعتقادى در باب يكديگر زيادت باشد و معونت يكديگر بيشتر رغبت نمايند و در صداقت و عداوت شرايط مرمت مبانى صحت اخوت نگاه دارند و قطره كردار شيوهء متابعت يكديگر پويند و سلسله‌وار طريق موافقت بسپرند و اگر ناگاه « عياذا باللّه » خدشه‌ئى در ميان [ ايشان ] پديد آمد ، از طرفين در ازالت « 2 » آن كوشند و سخن نمام و حاسد در حق يكديگر نشنوند و آن طايفه را به مجلس خود راه ندهند ، اقالت عترت فرو بسته جادهء
« لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ
[ 1 ] » « 3 » گشاده دارند . مقصود آنكه اميرزاده اسكندر را باز طلبند و به تربيت و عنايت و شفقت و رعايت مخصوص و منصوص داشته ناحيتى از اطراف مملكت به ديوان او بازگذاشته او را دلدارى نمايند و در طلب رضاى او سعى جميل مبذول دارند . بنابراين مقدمات اميرزاده اسكندر باز به طرف عراق و فارس متوجه گشته [ مصرا ] ع [ 1 ]
هر روز به منزلى و هر شب جائى
نزول مىفرمود تا به حدود [ 2 ] يزد قريب شد . چون سرهاى راه مضبوط و حدها [ و راه گذارها ] مسدود بود [ 3 ] فاش و ظاهر عبور كردن متعذر بود [ 4 ] ضرورت را تغيير وضع فرموده صحرا به صحرا تاخته با شدايد روزگار مىساختند تا روز بيست و ششم ماه [ 5 ]
هامش
[ 1 ] . ت : نظم ، م : ندارد . [ 2 ] . ت : حد . [ 3 ] . ت : سرحدها مضبوط و راه‌گذرها مسدود بود . [ 4 ] . ت : نمود . [ 5 ] . ت : ندارد . [ 1 ] قسمتى از آيه 92 سوره 12 . ( 1 ) عصبات : ج عصبه ، پسران و خويشان كه در شرع براى ايشان فريضه‌اى مقرر نباشد و در صورت تنهايى همه مال را وارث باشند ( منتهى الارب ) . ( 2 ) ازالت : دور كردن ، دور كردن از جاى ( منتهى الارب ) ، بر طرف كردن ، از بين بردن ، ( دهخدا ) . ( 3 ) - ص 22 و 23 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 290 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )