تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
مهماندارى پيش گرفت . اگرچه ايشان را خدمات پسنديده مىكرد ، فاما نوكرى به اعلام اين قضيه پيش بندگى حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه - فرستاد تا به هرچه حكم برسد ، به تقديم رساند و اميرزاده اسكندر از اين معنى پيش از حد در وهم بود فاما [ 1 ] شعر
هر نيك و بدى كه در شمارست * چون در نگرى صلاح كار است
« عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
[ 1 ] » « 1 » دست رضا در دامن قضا زده سر فكر به گريبان توكل فرو برده چنانچه گفته‌اند : مصراع
مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش
و در اين حال حضرت سلطنت شعارى هنوز در ولايت سجستان بود كه قاصد [ امير ] سيد احمد ترخان خبر نزول اميرزاده اسكندر بهادر به اندخود معروض گردانيد و كيفيت وضع و تغييراتى كه واقع [ 2 ] شده بود و حادث گشته ، [ 3 ] مشروح باز گفت . [ چون ] حضرت سلطنت شعارى - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - فى الحال جوابى جزم « 2 » نبشتند كه قطعا و اصلا گماشتگان حدود و مستحفظان طرق [ 4 ] پيرامون متعلقات اميرزاده اسكندر نگردند و [ به ] هر طرف كه خاطر مباركش خواهد ، برود و مانع نيايند و خدمتكارى نموده به سلامت بگذرانند . چون اين فرمان برسيد ، اميرزاده اسكندر را اطمينانى پديد آمد با خاصگيان خود در اين باب مشورت فرمود . مجموع به الهام و تلقين دولت اتفاق نموده
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . ت : حادث . [ 3 ] . ت : « و حادث گشته » ندارد . [ 4 ] . م و ل : طرف . [ 1 ] قسمتى از آيه 216 سوره 2 . ( 1 ) شايد چيزى را مكروه داريد كه براى شما خوب است . ( 2 ) جزم : استوار و محكم و قطع و يقين ( نفيسى ) .