موجود را با پيشكشهاى فاخر بار كرده بيرون آمدند و در آن يورت مبارك شرف [ 1 ] بساط بوس دريافتند و به اعزاز و احترام تمام ملحوظ نظر عنايت گشتند و در جرگهء ديگر امرا منخرط شدند .
بعد از آن اميرزاده پير محمد بهادر به شهر شوشتر تشريف داده در قلعهء سلاسل « 1 » به دار الاماره « 2 » نزول فرمود و چند روزى معامله شهر را ضبط و نسق داده بعد از آن [ 2 ] با بنه « 3 » و اغرق كوچمال « 4 » متوجه دزفول شد [ 3 ] و در آن ولايت نيز دو سه روزى اقامت ساخت و بعد از آن تفحص و تفتيش ملك و مال روى بهطرف ولايت حويزه آورد . چون به كنار رودخانه چهاردانگه « 5 » برسيد ، اصول احشام اكراد و اعراب جزاير حويزه به اتفاق سيد يونس و سيد عبد الله را با پيشكشهاى نيكو فرستادند . اميرزاده پير محمد هم از آنجا به شوشتر معاودت نمود و جماعتى از امرا با لشكرها بر سبيل ايلغار بفرستاد تا سرحد بيات « 6 » كه از مضافات دار السلام بغداد است ، تاخت كرده بيامدند .
بعد از آنكه ممالك خوزستان به تمام به حوزه تصرف درآورد ، به واسطه تغير هوا ، اندك تبى و تعبى نسبت با [ 4 ] امرا و لشكريان [ 5 ] دست داد تا غايتى كه خواند
هامش
[ 1 ] . ت : تشريف .
[ 2 ] . ت : از « اميرزاده پير محمد » تا اينجا در حاشيه آمده است .
[ 3 ] . ت : گشت .
[ 4 ] . ت : به .
[ 5 ] . ت : اكثر لشكر .
( 1 ) قلعه سلاسل : نام قلعهايست مشهور بر شوشتر ، ( دهخدا ) .
( 2 ) دار الاماره : خانه امير ، حاكمنشين ، ارك ، مقر فرماندار ( نفيسى ) .
( 3 ) بنه : بار و اسباب و رخوت خانه ( برهان ) ، رخت و متاع و اسباب خانه و اموال ( نفيسى ) .
( 4 ) كوچمال : كوچ + مال ، كوچ : مهاجرت انتقال طوايف ( احسن التواريخ ) به معناى همسر ، زن هم هست . بنهكن .
( 5 ) رودخانه چهاردانگه : بنام آب چهاردانگه رود كارون شوشتر خوانده شده است . احمد اقتدارى - خوزستان ج / 3 ص 86 نام شاخهاى از رود كارون است كه چون به شوشتر رسد به دو شاخه گردد ، شاخهاى از جانب مغرب به شهر رود ، شاخهء ديگر از جانب مشرق آن و پس از طى حدود 5 فرسنگ باز بههم رسند و جلگه ميانات را درون اين دو شاخه تشكيل دهند ( دهخدا ) و نيز ( مجمل ج / 1 اضافات ص 304 ) .
( 6 ) بيات : قصبهايست در ولايات عراق عرب ، نزهه ص 41 .