حويزه « 1 » و شوشتر « 2 » بودند .
در اين ايام كه اميرزاده پير محمد بهادر [ 1 ] بر اميرزاده رستم غالب شد ، ايشان همچنان بر مخالفت اصرار نموده نه خود پيش اميرزاده پير محمد آمدند و نه كس [ 2 ] فرستادند . اميرزاده پير محمد بهادر متوجه آن طرف گشته با لشكرهاى آراسته چون به رامهرمز « 3 » رسيدند ، عبد اللّه پروانچى و عيد خواجه و مولانا صنع اللّه را به رسالت پيش شيخزاده و توكل فرستاد و عهدنامه نبشت كه اگر انقياد و مطاوعت نمايد ، قطعا و اصلا متعرض مال و سر و ناموس ايشان هيچيك نشود و تذكار ما مضى « 4 » نكند و از جريمهء خاند [ 3 ] سعيد كه كوكلتاش آن حضرت بود [ 4 ] بگذرد و اهالى ولايت را نيز مصون دارد و فرمود كه فرستادگان معتمد بر اين موجب از وكالت خويش سوگند بخورند . چون رسولان با امراى خوزستان ملاقات كردند و پيغام اميرزاده پير محمد بديشان رسانيدند ، شيخزاده و توكل و خاند سعيد كوكلتاش [ 5 ] جمع گشته مشورت و جانقى بسيار كردند و قرار بر آن دادند كه به استقبال بيرون آيند . نخست ساورى چند ترتيب نموده بهدست معتمدى چند پيش فرستادند و فرزندان خواند [ 6 ] سعيد كوكلتاش نيز به استقبال آمدند و در چهار فرسنگى شوشتر به دولت آن حضرت ملاقات مشرف گشتند . اميرزاده پير محمد بهادر چنانچه عادت پسنديده او بود ، [ 7 ] فرستادگان ايشان را به خلعت و تشريف خاص مخصوص گردانيده باز فرستاد و متعاقب ايشان كوچ فرمود و در يك فرسنگى شهر نزول كرد . روز ديگر امرا خزاين
هامش
[ 1 ] . ت : « بهادر » ندارد .
[ 2 ] . م : كسى .
[ 3 ] . م و ل : خان .
[ 4 ] . ت : « كه كوكلتاش آن حضرت بود » ندارد .
[ 5 ] . ت : ندارد .
[ 6 ] . م : خان .
[ 7 ] . ت : از « بهادر چنانچه » تا اينجا ندارد .
( 1 ) حويزه : نام دو شهر است حويزه دبيسيه و حويزه محسنيه ، خويزه محسنيه شهرى است در ساحل چپ كرخه - احمد اقتدارى - خوزستان ، كهكيلويه و ممسنى ج / 3 ص 728 .
( 2 ) شوشتر : معرب آن « تستر » بوده است از بلاد خوزستان ، مآخذ سابق ص 130 .
( 3 ) رامهرمز : از بلاد خوزستان ، در نزهه القلوب حمد إله مستوفى ذكر شده است ص 133 .
حاليا از بخشهاى شهرستان اهواز است ( معين ، اعلام ) .
( 4 ) ما مضى : گذشته ، زمان گذشته ( نفيسى ) .