[ سمرقند ] افكند . اهالى و سكان سمرقند به وصول رايات همايون شادمانيها نمودند و وضيع و شريف شرايط تهنيت به تقديم رسانيدند و به ميامن طلعت همايون چنان خرم گشتند كه روزهدار به طلعت هلال يا تشنه به شربت زلال و مملكت سمرقند بل تمامت [ 1 ] مملكت ماوراء النهر با تدبير [ 2 ] ديوان آمد و امر و نهى آن بلاد بر قاعده معهود و رسم مالوف نفاذ و امضا يافت [ 3 ] و ماده فتنه منقطع شد . وجوه [ 4 ] لشكر و قواد « 1 » حشم و طبقات خدم هريك را فراخور احوال او از اتباع و اشياع به نسبت قدر ايشان - على حسب مراتبهم - به تشريفات گرانمايه و صلات و مبرات پادشاهانه بنواخت تا دلها بر متابعت و مطاوعت قرار گرفت .
بعد از دو روز امير شيخ نور الدين و امير مبشر و جمعى ديگر از امرا و لشكريان به بساط بوس [ بندگى ] حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - مشرف گشتند [ 5 ] [ تمت ]
ذكر قضايائى كه در فارس و عراق در اين سال احدى عشر و ثمانمايه به وقوع پيوسته است و حادث شده است . [ 6 ]
اميرزاده پير محمد در سال مقدم چون بر اميرزاده رستم و لشكر اصفهان غالب شد و ايشان را منهزم گردانيد و اصفهان را به تحت تصرف [ 7 ] درآورد ، بعد از آن به شيراز مراجعت نمود . در زمستان اين سال عزيمت يورش خوزستان فرمود .
به واسطه آنكه پيشتر خاند سعيد برلاس [ 8 ] را به دزفول فرستاده بود و در آن ايام كه رستم لشكر به در شيراز آورد ، خاند سعيد با اميرزاده پير محمد مخالفت نموده طرف اميرزاده رستم گرفته بود و شيخزاده و توكل خود از قبل اميرزاده رستم حاكم
هامش
[ 1 ] . ت : تمام .
[ 2 ] . ل : به تدبير .
[ 3 ] . ل و م : رسم قديم نفاذ و مضا يافت .
[ 4 ] . ت : و چون .
[ 5 ] . م و ل : رسيدند .
[ 6 ] . ت : « است و حادث شده است » ندارد .
[ 7 ] . ت : در تحت نصرت .
[ 8 ] . در ت « برلاس » خط خورده و نوشته شده : كوكلتاش .
( 1 ) قواد : ج قائد ، كشندهء ستور و جز آن ( آنندراج ) .