تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
عواصف سخط در حركت آيد و آتش غضب زبانه زند و نايرهء خشم التهاب گيرد و حشم منصور كه همت بر محاربت مقصور دارند ، اگر اجازت مجاهدت يابند ، به حقيقت معلوم است كه بر جمعى اخيار كه نه به اختيار در ميان شريران فتنه‌جوى افتاده باشند ، بر ايشان نه آن رود كه در شريعت معدلت جايز باشد . به جهت رعايت اين دقيقه ، صبر مىنمايم [ 1 ] و به حبل حلم اعتصام مىفرمايم . [ 2 ] اكنون [ 3 ] احتراز « 1 » از تغير و تبديل
« إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها
« 2 » [ 1 ] » [ الايه ] احتياطى تمام به جاى آورند و به غور حقيقت « يخنى الزمان من رفعناه ارتفع و من وضعناه اتضع » « 3 » برسند . « هذا ما عهدنا به اليك فاقتف آثارنا [ 4 ] و امرنا تغنم و ابق اخطارنا و اجرنا تسلم » « 4 » و اللّه الهادى الى سواء السبيل
« نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
[ 2 ] » « 5 » . چون آن جماعت متوجه شاه قطب الدين گشتند مواكب منصور كه چون پروانه حريص شمع وغا بودند و به كردار سمندر شيفته آتش هيجا : نظم
بدين صفت سپهى ديوبند قلعه‌گشا * مبارزافكن و دشمن‌ربا و شير شكر « 6 » يكى به ساعد سيمين درون فكنده كمان * يكى به سنبل مشكين درون كشيده سپر يكى شكوفه و سوسن گرفته در جوشن * يكى بنفشه و نرگس نهفته در مغفر
هامش
[ 1 ] . ت : مىفرمايم . [ 2 ] . ت : مىنمايم . [ 3 ] . ت : ندارد . [ 4 ] . ت : عليك فاتف ( ؟ ) ثارنا . [ 1 ] قسمتى از آيه 34 سوره 27 . [ 2 ] قسمتى از آيه 40 سوره 8 . ( 1 ) احتراز : پرهيز كردن ، پرهيزيدن ، خويشتن را از چيزى نگاهداشتن ، تحرز ، اجتناب ، تحفظ ، دورى جستن ( دهخدا ) . ( 2 ) پادشاهان وقتى به دهكده‌اى درآيند تباهش كنند . ( 3 ) آفات زمانه مىباشد ، هر كسى كه مرتبهء او را بلند نموديم بلند مرتبه مىشود و هر كسى را كه فرو نشانديم ، فرو مىنشيند ( ممكن است نحن الزمان ، من رفعناه . . . باشد كه ما زمانه هستيم ، هر كسى كه مرتبه . . . ) . ( 4 ) اين است آنچه كه با تو عهد بسته‌ايم پس تو آثار و امر ما را پيروى كن تا غنيمت برى و بپرهيز از خطاهاى ما و از ما بگذر تا به سلامت مانى . ( 5 ) خدا مولاى شماست و نيكو ياوريست . ( 6 ) شكر : شكاركننده ، صياد ( دهخدا ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 266 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )