زلات « 1 » ايشان كشيد و سايهء امن و امان بر بسيط آن بقعه گسترانيد و همه را به بقاى جان و يمن امان مستظهر گردانيد و به امداد تأييد و نصرت آسمانى و ميامن همت و اقبال روزافزون خدايگانى چنين قلعهء حصين كه طريق استخلاص آن بر ملوك دنيا و خسروان گيتى بسته بود ، گشاده گرديد .
شاه اسكندر نيالتكين و اكابر و اشراف قلعه از سموم قهر خسروى كه ژاله در چشم سحاب [ 1 ] اخگر و به آب حيات طبع آذر دهد ، نيك ترسان و هراسان بودند .
چون نسيم لطف كه از سنگ خاره چشمه سلسبيل گشايد و از چوب خشك در ماه دى گل طرى « 2 » شكفاند ، اميدوار و بىگمان گشتند ، بيرون آمدند و بساط بارگاه همايون به لب خضوع و استكانت « 3 » مقبل گردانيد آواز
« إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 4 » [ 1 ] » در درگاه جهان پناه داد . از آنجا كه لطف نامعدود و فيض نامحدود حضرت سلطنت شعارى است ، گناه ايشان به ذيل عفو و اغماض بپوشيد و خط امان بر صحيفهء خطا و جريمهء هريك كشيد و عفو قدرتآميز را از لوازم و مراسم جهاندارى و متممات مكارم اخلاق شناخت و هريك را - على حسب تفاوت اقدارهم و تباين مقدارهم - تربيت و احسان فرموده به مزيد خلعت و انعام مخصوص گردانيد و عساكر منصوره را از نهب و غارت و تخريب [ عمارت ] منع فرمود .
نظم
مهر تو بر احباب تو شايستهتر آمد * از پيرهن يوسف مصرى به پدر بر
كين تو بر اعداى تو خونخواهتر آمد * از تاختن رستم سگزى به پسر بر
چون قضيهء قلعهء فراه به آخر رسيد و خاطر همايون را از آن مهم فراغى روى
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد .
[ 1 ] قسمتى از آيه 23 سوره 7 .
( 1 ) زلّات : ج زلة ، لغزشها ، خطاها ( غياث ) .
( 2 ) طرى : تازه و تر ( منتهى الارب ) .
( 3 ) استكانت : فروتنى كردن ( منتهى الارب ) خوار گرديدن ، فروتنى ، حقارت ، عجز ( دهخدا ) .
( 4 ) اگر ما را نيامرزى و بر ما نبخشايى از زيانكاران خواهيم بود .