آب در نشيب و آتش به بالا ، روى به گريز آوردند .
شعر
باشد هلاك مورچه چون پر برآورد * بدخواه تست مورچهء پر برآمده
و خيل خوف و هراس بر ضماير ايشان استيلا يافته از مهابت شمشير آبدار آتش - پاى گشته و چون باد بساط خاك پيمودن گرفت
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
[ 1 ] » « 1 » در حق ايشان صادق آمد ، هريك به طرفى افتادند .
نظم
[ شمع بختت تا فروزان گشت ، شد با هشت وصف * دشمنت چون شمع ، وصف آن بگويم بر يقين
شخص لاغر ، دل ضعيف ، اندك بقا ، بسيار اشك * زرد تن ، سوزان جگر ، دايم سهر ، رخ پر ز چين ] [ 1 ]
بعد از دو روز سعادت بىدولت را با برادرش احمد اقبوقا [ كه ] در نواحى بادغيس از كوتل كيتو « 2 » گذشته بودند ، قشونيان امير حسن صوفى گرفته به بندگى حضرت آوردند . بعد از پرسش و تفحص سعادت را به ياسا رسانيدند ، برادرش و احمد اقبوقا را آزاد كردند و امير جهان ملك و نمدك به [ جانب ] ماخان « 3 » گريختند . [ 2 ] [ چون بدانجا رسيدند ] ، امير چركس [ بوتمن ] ايشان را گرفته و مقيد گردانيده به نوكران خود سپرد كه به بندگى حضرت رسانند و قاصدى پيشتر فرستاد كه صورت حال معروض راى جهانآراى گرداند . بندگى حضرت كس فرستاد كه به هرجا رسيده
هامش
[ 1 ] . روى اين اشعار در « ت » خط كشيده شده است .
[ 2 ] . م و ل : گرفتند .
[ 1 ] قسمتى از آيه 50 سوره 74 .
( 1 ) - ص 188 .
( 2 ) كيتو : هم دهى است در بخش كبودر آهنگ شهرستان همدان و هم به مرغزارى گفته شده طويل و عريض كه ميان همدان و ساوه بوده است . ( - دهخدا ) .
( 3 ) ماخان : حومهاى پهناور در سمت باختر مرو بوده است اما جان هم ضبط شده است .
( - لسترنج - سرزمينهاى خلافت شرقى ص 429 ) .