امير بزرگ صاحب قران - انار الله برهانه - بودند . هنوز بندگى حضرت سلطنت شعارى در سن طفوليت بود كه امير جهان ملك ملازم گشت و قدمت خدمتى دست داد و بندگى حضرت چنان كه دأب « 1 » و عادت اوست ، رعايت حقوق خدمتكاران و انعام و اصطناع درباره كسانى كه به عروة وثقى دولت متمسك باشند و به حبل متين طاعت معتصم و به ذيل اخلاص متشبث و به اهداب وسايل اكيد متعلق ، اكرام و اعزاز هريك بر تباين اصناف و تمايز اوصاف و تفاوت درجات ايشان از عزايم صواب پادشاهى و دعايم « 2 » اركان سرورى شمرد ، على الخصوص امير جهان ملك كه از اوان عمر اخلاص و طاعت را قرين حال و رفيق روزگار خود ساخته بود ، از سر اعتقاد صافى و اعتمادى وافى به دقايق هوادارى قيام نموده روز به روز در مواظبت وظايف اخلاص افزوده و در طاعتدارى دولت قاهره حقوق موكد به جاى آورده .
چون سرير سلطنت خطه عالم بر حضرت سلطنت شعارى استوار يافت ، در تمهيد قواعد خدمت بيفزود و به جد و جهد گوى مسابقت از اقران درربود . بندگى حضرت را اعتمادى كه به مكان او بود ، زيادت شد و اعتقادى كه بر اخلاص او حاصل بود ، مزيد پذيرفت . حق مكافات آن را بر تمدد ايام و توالى ليالى لطايف تربيت بر سمت احوال او متوجه مىگردانيد و دربارهء او مزيد اقطاع و انواع اصطناع مىفرمود تا صنيع دولت و رضيع نعمت و بركشيدهء درگاه و برآورده بارگاه [ 1 ] شد و در پيش بندگى حضرت منزلتى شريف و درجتى منيف « 3 » يافت و در ميان اركان دولت ركنى « معول عليه » « 4 » گشت . جمال حال او به زيور اخلاص و حليت اختصاص آرايش پذيرفت و روى كارنامه دولت به مساعى ستوده و خدمات پسنديده او مورد آمد .
هامش
- گرديدن ، راست شدن كارى و پس يكديگر شدن ، راست شدن كار و نظم و نسق گرفتن آن ( دهخدا ) .
[ 1 ] . ل و م : درگاه .
( 1 ) دأب : عادت ، خوى ( منتهى الارب ) ، روش ، شيوه ( دهخدا ) .
( 2 ) دعايم : ج دعامه ، ستونها ، پايهها ، اساس و بنياد ( نفيسى ) .
( 3 ) منيف : پاك و بزرگ و بلند و زياده ( غياث ) .
( 4 ) معول عليه : تكيه شده بر او ، آنكه بر او اتكال و اعتماد شده است ( دهخدا ) .