تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
نظم
[ تامل فى نبات الارض و انظر * الى آثار ما صنع المليك عيون من لجين ناظرات * على احداقها ذهب سبيك على قصب الزبرجد شاهدات * بان الله ليس له شريك ] « 1 »
اكثر لشكر را اجازت انصراف داده و بندگى حضرت با پنج شش‌هزار سوار از خواص درگاه ، شكاركنان به حدود خراسانات [ 1 ] درآمد . مجارى امور بر اطراد « 2 » مراد ممالك آرميده و رعايا مرفه به هر منزل كه اتفاق نزول مىافتاد ، اصحاب اطراف و مستحفظان قلاع و داروغگان بلاد و متصرفان نواحى و عمال ولايات شرايط استقبال به جاى مىآوردند و به نسبت احوال خود به خدمات پسنديده قيام مىنمود . رايات همايون به ولايات ابيورد درآمد و از آنجا همچنان شكاركنان به جانب سرخس رفت و از آنجا عنان جهانگشائى بر صوب دار الملك هرات - صينت عن الافات - كه دولتخانهء اقبال گشته است ، منعطف گردانيد و اعلام ماه فرساى مظفر و منصور بدان معمورهء جلال و محروسهء افضال در تاسع ذى القعده سنه عشر و ثمانمايه نزول فرمود [ 2 ] و از ورود رايات همايون انواع بهجت و خرمى روى نمود .

ذكر احوال [ 3 ] مخالفت امير جهان ملك بن ملكت و جمعى كه با او متفق شدند [ 4 ] و مآل ايشان [ 5 ]

امير جهان ملكت برادرزاده امير خمارى در ابتداى حال قبيله ايشان از قوچينان
هامش
[ 1 ] . ت : خراسان . [ 2 ] . ت : ندارد . [ 3 ] . ت : ندارد . [ 4 ] . م و ل : شدن . [ 5 ] . ت : عاقبت احوال ايشان . ( 1 ) بينديش در رستنى زمين و نگاه كن - به آثارى كه خداوند ساخته است . چشم‌هائى از نقره نگاه مىكنند - كه بر مژگان آنان زر گداخته قرار دارد . بر نىهاى زبرجد گواهى مىدهد كه براى خدا شريكى نيست . دو بيت اول از سه بيت فوق را ميرزا مهدى خان استرآبادى در دره نادرى آورده است البته با اندك تفاوتى ، اما استاد دكتر شهيدى در حاشيه ص 9 كتاب فوق نوشته‌اند كه معناى « سبيك » ديده نشد ، به‌نظر مىرسد سبيكه به معناى زر گداخته شده و در قالب ريخته باشد . ( 2 ) اطّراد : دنبال هم شدن كار و استقامت يافتن آن ، پى يكديگر شدن كار و راست و مستقيم -
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 206 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )