گذاشته به جانب رستمدار روان گشت .
بندگى حضرت سلطنت شعارى - خلد الله [ تعالى ] ملكه و سلطانه - همچنان با لشكرهاى ماه رايت خورشيدفر از افق جلال بر صحن سراى استرآباد طلوع كرد ، با سپاهى گردون توان دريا مثال كه :
شعر
به شمشير از بيشه شير آورند * به پيكان [ 1 ] مه از چرخ زير آورند
و اعلام فتح و رايات نصرت سر به عيّوق « 1 » افراخت و آفتاب فيروزى سايه بر صفحات دولت قاهره انداخت مملكت مازندران با سرها ديگرباره مضبوط و مفتوح گشت و به امداد فضل الهى ابواب خزاين
« تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
[ 1 ] » « 2 » گشاده شد و لطايف صنع يزدانى و تائيد آسمانى به روزگار دولت پيوست و عنان اوامر و نواهى مازندران و ممالك آن [ 2 ] در قبضهء اقتدار آمد و اطراف و اكناف از ماه رايت نور - گستر ، زيب و زينت پذيرفت و جهان از فر جاه [ 3 ] سليمان جاه طراوت عهد اسكندرى يافت .
بعد از فتح استرآباد ، بندگى حضرت چوبين قوچين را به رسانيدن اين اخبار به جانب سمرقند پيش خليل سلطان بهادر فرستاد و قلعهء استرآباد را استحكام [ 4 ] هرچه تمامتر داده كوتوالى اين به ابو ليث مقرر فرمود و قلعه شاسمان را به حال عمارت باز آورده شيخ سلطان را به محافظت آن تعيين فرمود و ولايت مازندران اشراق [ 5 ] عهد قديم و محاسن ايام گذشته تازه كرده و احوال آن طرف كه به كلى از طى اصلى رفته بود ، به قرار سابق [ 6 ] باز آمد و مجارى امور بر ترداف ملوان « 3 » و تجدد زمان
هامش
[ 1 ] . ت : پلنگان .
[ 2 ] . ت : نواحى ممالك مازندران .
[ 3 ] . م : جا .
[ 4 ] . م و ل : احكامى .
[ 5 ] . ل و ت : اشراف .
[ 6 ] . م و ل : اصلى .
[ 1 ] قسمتى از آيه 26 سوره 3
( 1 ) عيوق : ستارهاى است خرد و روشن سرخ رنگ بهطرف راست كهكشان كه پيرو ثريا باشد .
( 2 ) - ص 12
( 3 ) ملوان : به صيغهء تثنيه ، واحد آن ملا ، شب و روز ( نفيسى ) .