تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
كه
« يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
[ 1 ] » « 1 » حرفه دارند و به غرضى فاسد در مباشرت مستحيلات و منكرات « صدق الامير » زنند ، در ظهور خير و شر ابن الوقت « 2 » باشند و از صدور نفع و ضرر [ 1 ] عواقب نه انديشند ، مغرور نگردد و يقين شناسند كه اگر ميان اخوان و قرابتان « 3 » سبب شفقت و رافت متبوع نبود و سيرت عاطفت و مرحمت مسلوك نه افتد ، عقد الفت را انتظام ممكن نشود و كار موافقت را التيام صورت نبندد . اين نصايح و مواعظ را كه متضمن مطالب و مآرب « 4 » اوست ، به سمع تحقيق اصغاء « 5 » نموده قبله و قدوه سازد و در وخامت عاقبت صلاح و فساد و سلامت حال او تاملى به سزا كند و چنانچه پيشتر او را عزيز و مكرم مىداشته ، گرامى دارد و صحايف دلها را به نور صفا منور [ 2 ] گرداند و مصاحف سينه‌ها را به اعشار و آيات وفا منقش كند و به هر صورت [ 3 ] كه هست ، نزاع از ميان بردارند . چون امير بوته بدانجا رسيد ، بنابر فرمان بندگى حضرت سلطنت شعارى اميرزاده پير محمد ، اميرزاده اسكندر را گذاشته ، فاما گفت كه چون سخنى در ميان افتاده است و حكايتى واقع گشته چند روزى از اين ولايت به هر طرف كه خاطرش خواهد بيرون رود . و چون بندگى حضرت سلطنت شعارى [ 4 ] به كوسويه « 6 » رسيد ، فرمان فرمود كه
هامش
[ 1 ] . م : خير . [ 2 ] . م و ل : بسور صفا مصور . . . [ 3 ] . ت : سبب . [ 4 ] . ت : ندارد . [ 1 ] قسمتى از آيه 5 سوره 114 . ( 1 ) در دل مردم وسوسه مىكند . ( 2 ) ابن الوقت : آنكه به مقتضاى وقت كار كند و سابقه و لاحقه را اعتبار كند ، زمانه‌ساز ( دهخدا ) . ( 3 ) قرابت : خويشى ، خويشاوندى ( نفيسى ) . ( 4 ) مآرب : ج مارب ، حاجت ، ضرورت ، احتياج ( نفيسى ) . ( 5 ) اصغا : گوش دادن به سخن كسى ، گوش فرا داشتن ، گوش دادن ، شنودن ، نيوشيدن ( دهخدا ) . ( 6 ) كوسويه : حمد الله مستوفى اين موضع را با نام « كوسوى » ثبت و در زمره توابع « فوشنج » به حساب آورده است ( نزهة القلوب ص 153 ) اسفزارى ضمن وصف موقعيت كوسويه كه خطه معمورى است در ميان صحرا ، از حماسه مقاومت حدود 200 نفر ساكنان اين قريه در مقابل نودهزار مغول توصيف جالب و تكان‌دهنده‌اى دارد ( روضات -
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 198 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )