انقياد نموده و همچنين خواجه على پسر امير الجايتوى اپاردى « 1 » كه حاكم سالى سراى [ 1 ] « 2 » بود ، او نيز نوكران و پيشكشها [ ى نيك ] فرستاده و آثار حسن اخلاص به ظهور رسانيده وظيفه خدمتكارى و عبوديت به جاى آورد .
بندگى حضرت غنا شيرين را به جهت رسانيدن اخبار به جانب سمرقند پيش خليل سلطان بهادر فرستاد .
و از طرف سمرقند امير الله داد و سيدى و منصور خمارى به مدينة الرجال ترمذ « 3 » آمده بودند ، چون دانستند كه بندگى حضرت در بلخ است ، منصور خمارى را پيش بندگى حضرت فرستادند . بندگى حضرت امير جهان ملك و امير فرمان شيخ را پيش امير الله داد فرستاده ايشان را ايمن گردانيد و فرمود كه ما به نسبت خليل سلطان بر همان عهد و پيمانيم [ 2 ] و بر آن ثابت و راسخ .
شعر
از عهده اگر برون آيد مرد * از هرچه گمان برى فزون آيد مرد
ايشان رفتند و با امير الله داد سخن گفته باز آمدند .
بندگى حضرت امير فرمان شيخ را پيش اميرزاده خليل سلطان بهادر فرستاده به جهت آنكه خاطر همايون ملتفت احوال فرزند دلبند در صدف سرورى و درى [ 3 ] برج مهترى ، گوهر درج اقبال و اختر برج جلال بيكىكا - زاده الله عظمتها - « 4 » كه در دار السلطنهء سمرقند بود تا
هامش
[ 1 ] . ل : ندارد ، ت : سالى ، م : سراى شالى .
[ 2 ] . ت : عهديم .
[ 3 ] . ت : در .
( 1 ) اپاردى ، اپردى : نام يكى از طوائف شمال خراسان قديم ، مقيم نواحى شبرغان و اندخود ( احسن التواريخ ، ص 821 ) .
( 2 ) سالى سراى : موضعى است از ولايت بدخشان ( دهخدا ) سالى سراى در كرانه رود جيحون در كنار موضع ديگرى به نام « ارهنگ » مىآيد . ( - به ص 701 همين كتاب زبدة التواريخ ) .
( 3 ) ترمذ : از بزرگترين شهرهاى كنار آمويه بوده است . المقدسى اصطخرى و ديگران آن را توضيح دادهاند ( - عبد الحى حبيبى - افغانستان بعد از اسلام ص 698 ) .
( 4 ) خداوند عظمتش را زياد كند .