تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
باد كردار بساط خاك پيمودن گرفت
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ
[ 1 ] » « 1 » صفت و صورت حال او گشت و در موقف ستيز عذر گريز مىگفت كه : شعر
دليرى كه ننديشد از تير و شير * تو ديوانه خوانش مخوانش دلير
چون خبر گريختن او تحقيق شد ، بندگى حضرت ، اميرزاده سيد احمد و امير يادگار شاه و امير نوشروان و امير حسين صوفى و امير چهارشنبه و امير جهان ملك با چندهزار سوار دلاور [ 1 ] برگستوان‌دار شعر
همه گردن‌كشان گردافكن * همه نيزه‌زنان تيغ‌گذار سخت داننده ، حرب را تدبير * نيك بيننده جنگ را هنجار
بر عقب او روانه فرمود . امراى مذكور با عساكر منصور بر موجب فرمان در عقب او روان شدند . چون به يكديگر رسيدند ، پير على تاز با معدودى چند بيرون رفت و اكثر احمال و اثقال او به‌دست لشكريان افتاد . الجا و غنيمت بسيار گرفتند و جمعى از لشكريان كه با او مجتمع گشته بودند آن را كه سعادت مساعدت نمود و دولت موافقت كرد ، روى به درگاه عالم‌پناه آوردند و به خواص بندگان حضرت استغاثه نموده طلب امان كردند . چنان كه از مكارم اخلاق و محاسن اشفاق حضرت سلطنت شعارى معتاد و مألوف است ، از سر قدرت لطف عفو و كرامت امان ارزانى فرمود و همه را به لقاى جان و كرامت امان استظهار افزود . در روز جمعه بيست و سيم [ 2 ] صفر المذكور [ 3 ] بندگى حضرت به آق‌لعه « 2 » بلخ نزول فرمود .
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 2 ] . م : سيوم . [ 3 ] . ت : ندارد . [ 1 ] آيات 50 و 51 سوره 74 . ( 1 ) گوئى خران رم كرده‌اند كه از شير گريخته‌اند . ( 2 ) آق‌لعه : ظاهرا اين موضع همان است كه در حبيب السير ( چاپ دبيرسياقى 4 / 399 ) به صورت آق مسجد ثبت شده و بر سر راه بلخ قرار داشته است .