تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
در اين ولا به عز عرض رسانيدند كه جماعتى انبوه و حشمى بسيار از طرف خلم « 1 » روانه گشته متوجه [ جانب ] قتلان گشتند . بندگى حضرت امير حسن جاندار [ و عجب شير ] را تعيين فرموده تا بر پى ايشان برود . امير حسن جاندار بر موجب فرمان در عقب آن جماعت رفته بديشان رسيد و ايشان را تاخت كرده جمله را متفرق گردانيد . و چون شهر بلخ به غبار مواكب ميمون معطر گشت و هماى چتر سلطانى سايه اقبال بر آن كشور انداخت تباشير « 2 » صبح ظفر از افق سعادت تجلى كرد و آفتاب فتح از مشرق دولت طالع شد و عالم از پرتو نور نصرت و ظفر حضرت سلطنت شعار [ ى ] منور گشت و نصر عزيز و فتح مبين طراز آيات و كتابه « 3 » اعلام همايون ميمون [ 1 ] شد ، شعر
نور « فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً » [ 1 ] مبين * بر علم خسرو مشرق ببين آن علم يمن كه كردش خداى * صد علم فتح و ظفر بر يمين
امرا كه بر عقب پير على تاز رفته بودند ، او را از حدود ولايت بيرون كرده مظفر و منصور مراجعت نموده به بندگى حضرت پيوستند . در اثناء اين حال نوكران سلطان محمود پسر امير كيخسرو كه حاكم قتلان بود ، طريقهء هواخواهى و وظيفه خدمتكارى به تقديم رسانيده پيش‌كشهاى مناسب فرستاده اظهار طاعت و
هامش
[ 1 ] . ت : ندارد . [ 1 ] قسمتى از آيه 1 سوره 48 . ( 1 ) خلم : قصبه‌اى از توابع بلخ . در سرحد بدخشان كه به ده فرعون اشتهار دارد ، ( - بارتولد . تركستان‌نامه ص 173 - 175 ) شرف الدين على يزدى خلم را از حدود بلخ مىداند ظفرنامه ج / 1 ص 62 ، هم اكنون شهرك خلم در فاصلهء هفت فرسنگى شرق شهر مزار شريف و از توابع ولايت سمنگان در افغانستان كنونى به حساب مىآيد . ( 2 ) تباشير : ج تبشير ، مژده ، اوائل صبح ، اوائل صبح كه بدان مژده داده مىشود ( منتهى الارب ) . ( 3 ) كتابه : آياتى از قرآن كه در روى علم نويسند ( معين ) . آنچه به خط جلى نسخ يا نستعليق يا خط طغرا بر مساجد و مقابر و دروازه امرا نويسند و يا نقش كنند ( غياث ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 189 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )