راه بيابان به نائين آمد .
چون اميرزاده رستم خبر وصول او بشنود [ 1 ] نسبت به حال خود و مخالفت اميرزاده پير محمد ، آن را فيض [ 2 ] كلى دانست ، مقربان خود را به استقبال او فرستاد تا او را به اعزاز و اكرام [ 3 ] تمام به اصفهان آوردند . چون ميان ايشان ملاقات افتاد ، پيشتر از آن اميرزاده رستم ، مولاناى اعظم [ 4 ] صدر الدين تركه « 1 » را به رسالت به شيراز فرستاده بود و طريق صلح و صلاح جسته و اميرزاده پير محمد نيز عادل سلدوز را با جوابهاى مناسب همراه ايشان به اصفهان روان كرده [ اميرزاده ] رستم او را نيك ديده اجازت مراجعت داد .
چون عادل سلدوز برسيد و خبر رسيدن اميرزاده اسكندر به اصفهان با اميرزاده پير محمد تقرير كرد ، اميرزاده پير محمد از اتفاق ايشان متوهم شد ، به غايتى كه بعضى از نوكران اميرزاده اسكندر [ كه ] در شيراز بودند ، ايشان را گرفته مقيد ساخت .
و اميرزاده اسكندر اميرزاده رستم را بر آن مىداشت كه البته لشكر به شيراز مىبايد كشيد [ 5 ] و اميرزاده رستم راضى نمىشد تا حدى كه اميرزاده اسكندر گفت :
اگر ترا سهمى يا وهمى از اين يورش مانع مىآيد ،
شعر
تو مرا دل ده و دليرى بين * روبهى را گذار و شيرى [ 6 ] بين
با من بههمين مقدار سپاه كه حالا معداند ، مجموع فارس را زير و زبر كنم و نگذارم كه احدى سر از دروازه شيراز بيرون آورد ، آرى : [ 7 ]
هامش
[ 1 ] . م و ل : بشنيد .
[ 2 ] . ت : منفعتى .
[ 3 ] . ت : ندارد .
[ 4 ] . ت : ندارد .
[ 5 ] . ت : البته لشگر كشيد .
[ 6 ] . ت : شيرين .
[ 7 ] . ت : ندارد .
( 1 ) در هرسه نسخه « صدر الدين تركه » نوشته شده است كه ظاهرا بايد همان « صاين الدين تركه » كه لقب او عبارتست از « سيد صاين الدين على بن محمد بن محمد تركه اصفهانى » معاصر شاهرخ داراى تاليفات متعددى است به فارسى و عربى از جمله شرح فصوص الحكم . صائن الدين تركه بعد از كارد خوردن شاهرخ توسط احمد لر به اتهام همدستى با حروفيه دستگير شد و چندى در زندان بود ، خود از شكنجههائى كه بر وى روا داشتهاند در كتاب خود به نام « نفثة المصدور ثانى » ياد كرده است ، و سرانجام در سال 836 درگذشت . ( - بهار - سبكشناسى ج / 3 ص 233 ) .