تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
و ثمانمايه به مستقر دولت و مركز سعادت نزول فرمود . رسيدن موكب ميمون و مواكب همايون با حصول مرادات و وصول سعادات موافق وصول كوكبهء عيد اضحى و قدوم نحر اعدا اتفاق افتاد . [ نظم
دو عيد است ما را ز روى دو معنى * هم از روى دين و هم از روى دنيا
و چون مراسم عيد و شرايط اضحى تقديم افتاد ] ، در منتصف ذى الحجه مذكور عرصه بادغيس به نور حضور مواكب منصور آراستگى يافت و اطراف و اكناف ولايت به فر شكوه رايات همايون و مواكب ميمون چون صحن بوستان و عرصهء جنان تازه و ريان « 1 » گشت . نظم
رايت و راى تو تا افكنده‌اند از روى عقل [ 1 ] * نور بر چرخ بلند و سايه بر دهر خراب روشنان سقف گردون فارغند از احتراق * ساكنان ربع مسكون ايمنند از اضطراب
بر راى انور كه آفتاب از حياى صفاى او تيغ نورانى از قراب [ 2 ] خاور بر - نياورد و ماه عكس‌پذير از رشك ابراق « 2 » او سر سيمابى در غلاف باختر نهان كند . شعر
راى تو بر محيط فلك خيمه زد چنانك * گوئى كه آفتاب دو تا آسمان ده است [ 3 ]
چنان عرضه داشتند كه امير شيخ لقمان برلاس و امير حسن جاندار - چنان كه ذكر ايشان گذشت - چون متوجه غور گشتند و روى بدان جانب آوردند چون برق خاطف با طوايف ابطال متوجه آن جبال شدند و در چند روز معدود مراحل و منازل
هامش
[ 1 ] . ت : عدل . [ 2 ] . ت : قران . [ 3 ] . ل : از « بر راى انور . . . » تا اينجا ندارد . ( 1 ) ريان : سيراب ، شاداب ، تر و تازه ( دهخدا ) . ( 2 ) ابراق : تندر و درخش آوردن آسمان ( دهخدا ) .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 163 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )