[ ظفر را همنشين عزمش ، اجل همخوابهء رزمش * قضا بيچارهء تيغش ، قدر با راى او همبر
جهان در حكم تقديرش ، ظفر دائم عنانگيرش * فلك با راى و تدبيرش ، هميشه عاجز و مضطر
ادب را فضل او مركز ، قضا را امر او مانع * فنا را رمح او پرگار ، اجل را تيغ او مسطر ] « 1 »
ابروار بر نوند « 2 » بادسير كوهپيكر سوار گشته به جلگاى بادغيس درآمد . چون به قزل رباط [ 1 ] رسيدند ، نوكر امير مضراب رسيد و تقرير كرد كه پير علىتاز لشكرى به سر جماعت ارلات آورد و امير يادگار شاه ارلات از او گريخته به امير مضراب پيوست و حشم ارلات متفرق شدند .
بندگى حضرت فرمودند كه چون امير مضراب با آن لشكرها كه در آن حدود است ، به لب آب مرغاب بنشينند ، حالا رايات همايون به جانب اميرزاده عمر بهادر متوجه است ، تا آن زمان كه اين قضيه را فيصلى پديد آيد .
در اين ولا مهد عالى خانزاده از جانب سمرقند رسيد و مخدومزاده جهانيان ، درّ صدف جلال و قرة عين كمال ، سلاله شايسته شهريارى و خلف بايستهء شاهنشاهى محمد جوكى بهادر « 3 » - متع الله المسلمين به طول بقائه « 4 » - كه در جبين مباركش آثار رشد واضح [ است ] و هويدا ، و در جبين [ 2 ] و طلعت خورشيد پيكر و جبههء نور گسترش انوار بخت و سعادت لايح و پيداست رسانيد . در فاتحهء اين سفر بدين مسرت و ابتهاج تفأل نموده ايشان را بعد از طوى و پيشكشها به جانب هرات روانه گردانيد و رايات همايون بهطرف جام در حركت آمد .
هامش
[ 1 ] . ت : غزل رباط .
[ 2 ] . ت : ندارد .
( 1 ) مسطر : خطكش ، آلت خطكشى ( آنندراج ) .
( 2 ) نوند : اسب تيزرو ( برهان ) .
( 3 ) محمد جوكى فرزند شاهرخ از بطن گوهرشاد آغا ، وفات روز جمعه 14 شعبان 848 ، دفن گنبد سبز هرات ، مهرنگار آغا را در سال 822 ه . به عقد درآورد ( - نسبنامه بخش اضافات ) . از او دو پسر ماند : ميرزا قاسم كه به مرگ طبيعى مرد و ابو بكر كه به دست الغ بيك عموى خود در 852 در ارگ سمرقند به زندان گوكسرا كشته شد .
( دربارهء سرگذشت او - حواشى احسن التواريخ ص 695 به بعد ) .
( 4 ) خداوند مسلمانان را با طول بقاى او بهرهمند گرداند .