تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
و ملاقاتى كه در صميم دل بود ، پنهان مىداشت و افشاى آن صلاح وقت نمىديد و با خود مىگفت در همه احوال رضا به قضاى ذو الجلال و تسليم اوامر پادشاه لا يزال از محاسن خصال و ميامن خلال اهل ملك و اقبال است . شعر
گرچه اين حال سخت واقعه‌اى است * چه توان حكم كردگار اين بود
حرارت آتش فراق را به شربت موافق صبر تسكين داد و عنان عزيمت بر تدارك و تلافى آن كار مقصور گردانيد و از مهب حميت صرصر قهر در حركت آمد و آتش خشم اشتعال پذيرفت و به جهت دفع متمردان و قلع مفسدان و قمع اهل بغى و طغيان عازم گشته به تهياى آن مشغول گشت . در اثناى آن احوال خبر مخالفت اميرزاده عمر بهادر به سمع شريف رسانيدند و آن چنان بود كه [ 1 ] :

ذكر مخالفت اميرزاده عمر بهادر بن اميرزاده اميرانشاه بهادر [ 2 ] [ با حضرت سلطنت شعارى خلد الله تعالى ملكه ]

چون اميرزاده عمر بهادر را در مازندران استقلالى حاصل گشت و صلات و مبرات بندگى حضرت سلطنت شعارى - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه [ 3 ] - بر اطباق لشكر خويش تفرقه كرد و هريك را در آن ولايات اقطاع « 1 » و تيول « 2 » و سيورغال « 3 »
هامش
[ 1 ] . ت : اميرزاده عمر رسيد . [ 2 ] . ت : « ذكر ياغيگيرى اميرزاده عمر بهادر » . [ 3 ] . ت و م : خلد الله ملكه و سلطانه ندارد . ( 1 ) اقطاع : زمينى كه حكمران به رسم تيول به كسى واگذارد تا از آن او گردد « فرهنگ اصطلاحات ديوانى » . ( 2 ) تيول : تملك و تصرف ملك و عقار و زمين‌دارى « نفيسى » . واگذار كردن دولت خالصه‌ئى از خالصه‌ها يا ماليات قريه را به يكى از نوكران خود در ازاء مواجب او در تمام عمر « دهخدا » . ( 3 ) سيورغال : مغولى است ، به معنى زمينى كه پادشاه به كسى مىبخشد ( اقطاع ) . « فرهنگ اصطلاحات ديوانى » .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 150 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )