تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
ميرك « 1 » از حدود شبرغان گريخته پيش بندگى حضرت آمد و چنان [ 1 ] عرضه داشت كه پير علىتاز كه لعنت بر او باد [ 2 ] [ اميرزاده ] پير محمد را گرفت . بندگى حضرت امير مضراب بهادر و امير حسن صوفى بهادر و اميرزاده نوشروان را با اميرزاده سيد احمد ميرك [ 3 ] مقرر فرمود كه بدان جانب روند . چون ايشان متوجه آن‌جانب گشتند ، از طرف غور خبر رسيد كه اسپهبد غورى بنياد مخالفت كرده و جمعى از غوريان و سجستانيان بر او گرد آمده‌اند و در آن سرحد بنياد فتنه و فساد كرده . بندگى حضرت در بيست و دوم رمضان المذكور [ 4 ] از دار السلطنهء هرات به طرف سبزوار حركت فرمود و چون بدان حدود رسيدند تحقيق احوال آن جماعت معلوم گردانيده امير حسن جاندار و امير جهان ملك را با بعضى از عساكر منصوره متوجه آن‌جانب گردانيد . و رايات همايون به‌طرف دار الملك مراجعت نموده در غره شوال به مستقر دولت نزول فرمود . چون اسپهبد غورى از توجه عساكر منصوره خبر يافت ، بگريخت . امير حسن جاندار و امير جهان ملك رسيده مخلفات ايشان را غارت كرده كسانى را كه با ايشان موافقت نموده بودند ، به ياسا رسانيدند و آن سرحد را مضبوط گردانيده مراجعت نمودند . و پير علىتاز را كه لعنت بر او باد ، چون چنين غدرى دست داد و پير محمد را از ميان [ 5 ] برداشت ، مملكتى وسيع بىمزاحمت غير در قبضهء تصرف آورد و به نظم عقود ولايت و طرازات « 2 » امور امارت شادمان گشت و رايت ضلالت و لواى عناد برافراخت و نايرهء فتنه برافروخت و سوداى فاسدهء ارتقاى مدارج سرورى و معارج سردارى بر دماغ او استيلاى عظيم يافت و كدوى سرش به شراب غرور
« وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
[ 1 ] » « 3 » مملو گشت و كلاه آزرم از سر بيشرمى برگرفت و
هامش
[ 1 ] . ت : چنانچه . [ 2 ] . ت : « كه لعنت بر او باد » ندارد . [ 3 ] . ت : ندارد . [ 4 ] . ل : رمضان المبارك . [ 5 ] . ت : و پير علىتاز چون اميرزاده پير محمد را از ميان . . . [ 1 ] قسمتى از آيه 64 سوره 17 ( 1 ) پسر عمر شيخ پسر تيمور ( - نسب‌نامه بخش اضافات ) . ( 2 ) طرازات : روش‌ها ، قاعده‌ها « معين » . ( 3 ) و شيطان جز فريب وعده به ايشان نمىدهد .