ستانده و آتش خشم را به آب لطف نشانده خط
« لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ »
[ 1 ] « 1 » بر صفحات احوال مردم آن ديار كشيد و معنى « العفو عند القدرة افضل العبادات » « 2 » شعار خود ساخت و گناه ايشان را به ذيل عفو بپوشيد و همه را در پناه عدل و رافت مأوى داد .
حاصل القصه ، پير پادشاه به جانب خوارزم و امير سعيد خواجه و عبد الصمد بهطرف شيراز رفتند و امير شمس الدين اوچ قرا و سيد حسام [ 1 ] خواهرزاده امير سعيد خواجه پيش بندگى حضرت آمدند و به عنايت و عاطفت مخصوص و منصوص گشت و چون بدين شيوه عقود دولت در سلك ارادت منتظم گشت ، فتحنامهها به اطراف ولايات روان گردانيد .
[ شعر
زين فتح چون مژده رسد با روميان [ 2 ] و هندوان * قيصر فرستد باج و ساو « 3 » آيد خراج برهمن
چون ممالك مازندران « عفوا صفوا » « 4 » بندگان حضرت قاهره را مسخر گشت ، امير سيد عز الدين برادر خود را با چند كس پيش بندگى حضرت فرستاد . و بندگى حضرت - خلد الله تعالى ملكه و سلطانه - ايشان را تربيت و نوازش فرموده باز - گردانيد . در آن مواضع مجموع سر بر خط فرمان نهادند ، شعار و دثار ولا « 5 » و هوا « 6 » ظاهر گردانيدند و خطبه و سكه به نام بندگى حضرت كرد . بندگى حضرت
هامش
[ 1 ] . ت : « حسام » ندارد .
[ 2 ] . ل : دوستان .
[ 1 ] قسمتى از آيه 92 سوره 12 .
( 1 ) - ص 22 و 23
( 2 ) گذشت در هنگام توانائى از بهترين عبادتها است .
( 3 ) ساو : باج و خراج ، و آن زرى باشد كه پادشاهان قوى از پادشاهان ضعيف بگيرند .
( برهان ) .
( 4 ) ببخش و درگذر .
( 5 ) ولا : دوستدارى ، محبت ( منتهى الارب ) .
( 6 ) هوا : هوادارى و طرفدارى ( دهخدا ) .