پنداشت كز بگريختن ، جانى ببرد و جامهاى * چون بخت بد در پى شدش تا سازدش گور و كفن ]
و به تائيد ربانى و عنايت سبحانى تباشير صبح فيروزى از مطلع سعادت و دولت سلطانى تجلى كرد و نسيم لطف از مهب الطاف ايزدى وزيدن گرفت و اعلام فتح و رايات دولت سر بر سپهر برين انداخت [ 1 ] و از خزانهء غيب به خلعت فاخره
« وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ »
[ 1 ] « 1 » مشرف گشت .
شعر
رايات تو تا ابد چنين باد * منصور و مؤيد و مظفّر
و عساكر منصوره دست به نهب و تاراج برگشادند و دشمنان را در پى كرد .
[ نظم
هركس كه بد در لشكرش از كهتر و از مهترش * يا شد اسير پهلوان يا خسته بد پهلو و تن
تاراج شد لشكرگهش از خيمهها تا خرگهش * از مطبخ و آلات خوان از شمع گشته تا لگن
از استران و اشتران در زير بار گوهران * ز اسبان تا بر گستوان از سيف و سهم و از مجن ] « 2 »
و بندگان دولت قاهره فى الحال شهر استرآباد بگرفتند و عنان اوامر و نواهى آن مملكت در قبضه اقتدار ايشان آمد و تمامى سپاه از اموال و نفايس بىقياس چون كوه و دريا توانگر گشتند و مواشى « 3 » و اسلحه بسيار در دست تصرف آوردند .
و از آنجا كه كمال رافت و مرحمت و لطف نامعدود و فضل و عاطفت و عنايت نامحدود حضرت سلطنت شعارى بود ، عنان سياست [ 2 ] از دست شهسوار غضب
هامش
[ 1 ] . ت : افروخت .
[ 2 ] . ل : از « و از آنجا كه » تا اينجا ندارد .
[ 1 ] . قسمتى از آيه 126 سوره 3
( 1 ) فيروزى جز از نزد خداى عزيز فرزانه نيست .
( 2 ) مجن : سپر ( منتهى الارب ) .
( 3 ) مواشى : ج ماشيه ، ستور و چهارپايان ويژه شتر و گوسپند و گاو ( نفيسى ) .