شهزادگان امتياز پذيرفت و مناسب مآثر و مفاخر پادشاهانه به رفيعترين درجتى و شريفترين منزلتى برسيد و از تقريب ترحيب مجلس اعلى - اعلاه الله تعالى - بهره تمام گرفت [ 1 ] و بندگى حضرت در اكرام مقدم و احترام جانب و اهتمام مورد او به همه غايتى برسيد . تمامى خدم و حشم و اتباع و اشياع « 1 » او را به خلعتهاى فاخر و اسبان نامدار مكرم گردانيد و از كمال عنايت و غايت مرحمت و عاطفت و انعام حضرت سلطنت شعارى دلايل كمال اشفاق و نهايت صفاى عقيدت و حسن اهتمام دربارهء خود مشاهدت نمود مضمون
« يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ
[ 1 ] » « 2 » ظاهر گردانيد و زبان بدين مقال گشاده و دهان بدين حال باز كرده [ 2 ] :
شعر
احوال بنده باز قوامى گرفت نو * اسباب عيش و امن نظامى گرفت نو
بىنام گشته بود و ليكن به لطف شاه * صيتى گرفت تازه و نامى گرفت نو
از دست ساقيان عنايت به دور او * پر بادهء امانى جامى گرفت نو
اينك ز بهر كشتن اعداى دولتش [ 3 ] * بنده به دست قهر حسامى گرفت نو
درين ولا منكلل [ 4 ] تيمور نايمان كه به استرآباد رفته بود ، رسيد و ايلچيان پير پادشاه ، خواجه مكى را با او فرستاده بودند و عرضه داشتى كه به نواب حضرت كرده بودند ، معروض گشت ، مضمون آنكه چون نواب حضرت اين ولايت را به من مسلم فرمايد و آن جماعت را كه پناه بدانجا آوردهاند ، از سر جريمه و گناه ايشان درگذشته بدين بنده بخشد ، اين بنده ايشان را با فرزند خود بعد از مراجعت ركاب فلك فرساى به دار الملك هرات روانه فرمايد [ 5 ] تا ملازم بندگان حضرت باشد و چنانچه معهود و معتاد بوده كمر اخلاص و هواخواهى بر ميان جان بندد و در عبوديت و هواخواهى ثابت و راسخ باشند .
هامش
[ 1 ] . ت : يافت .
[ 2 ] . ت : « و دهان بدين حال باز كرده » ندارد .
[ 3 ] . ت : خويشتن .
[ 4 ] . ل : منكلل ، ت : منكليك .
[ 5 ] . ت : گرداند .
[ 1 ] . قسمتى از آيه 27 سوره 36
( 1 ) اشياع : ج شيعه ، به معنى اتباع و انصار ، پيروان و ياران ، پسروان ، هواخواهان ( دهخدا ) .
( 2 ) اى كاش قوم من بدانستند كه پروردگارم مرا آمرزيده و از نواختگانم كرده است .