تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
قسمت كرد و هريك را فراخور « [ 1 ] » حال على حدّه انعام « [ 2 ] » فرمود و سراپرده و موكب همايون از شيراز بيرون آوردند . سلطان حكم فرمود كه سلطان مظفّر الدّين ابو يزيد با امير غياث الدّين منصور شول به اسم منقلا روانه شوند . « [ 3 ] » سلطان بايزيد امتثال امر « [ 4 ] » واجب شمرده با امير غياث الدّين روانه گشت و در مرحلهء نصرآباد از ولايت رامين‌جرد كه احداث كرده « [ 5 ] » رامين است خيمه زد . سلطان زين العابدين در حوالى زرقان و مراحل كرك نزول كرد و با سلطان زين العابدين مقدار بيست‌هزار سوار بودند . شاه يحيى در مرحلهء فول‌نو فرود آمد . در اين حال سلطان ابو يزيد « [ 6 ] » بىوفايى كرد و از جانب زين العابدين برگشته « [ 7 ] » به شاه يحيى ملحق گشت « [ 8 ] » . امير غياث الدّين شول بازگشته پيش سلطان زين العابدين آمد و كيفيّت بىمروّتى و سست‌پيمانى سلطان ابو يزيد عرض كرد . سلطان زين العابدين را در مبدأ يورشى چنان و ابتداى حال سلطنت غيبت عمّ موجب ازدياد غم گشت و خاطرش از اين معنى بسيار گرفته « [ 9 ] » شد و هم در اين اثنا پهلوان حسين ايوداچى با سيصد مرد كه قشون او بود چون از شهر بيرون آمدند بگريخت و به‌جانب مخالفان ملحق شد . سلطان « [ 10 ] » زين العابدين بيش از حدّ متوهّم گشت . « [ 11 ] » در اين حال قاصدى از راه اصفهان رسيد و خبر امرا رسانيد كه از لشكر شاه يحيى جدا شده‌اند و از راه لرستانات « [ 12 ] » همين لحظه به شرف زمين‌بوس مستسعد مىشوند . « [ 13 ] » زين العابدين را از اين خبر خرّمى و بشاشتى ما لا كلام روى نمود . بعد از لحظه‌ئى اين امرا را استقبال كردند . « [ 14 ] » چون به معسكر همايون رسيدند و شرف دست‌بوس دريافتند . « [ 15 ] » زين العابدين نوازش بيش از حدّ فرمود خدمت پادشاهانه و كمرهاى مرصّع و بارگيران كوه‌پيكر و زر و زيور [ 135 - آ ] بىقياس بديشان سيورغال فرمود . روز ديگر مجموع لشكر فارس خود را به لباس جنگ بياراستند و به صحراى عرض آمدند ، ميمنه و ميسره و قلب و جناح ترتيب كردند و قلبگاه را به « [ 16 ] » پهلوانان آهن‌خاى « [ 17 ] » و گردان رزم‌آزماى استوار كردند ، درياى موّاج نمور
هامش
( [ 1 ] ) - ت : درخور . ( [ 2 ] ) - ت : انعامى . ( [ 3 ] ) - ت : شدند . ( [ 4 ] ) - ت : امير . ( [ 5 ] ) - ت : احداث . ( [ 6 ] ) - م و ل : زين العابدين . ( [ 7 ] ) - ت : « و از جانب زين العابدين برگشته » ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : شد . ( [ 9 ] ) - ت : كوفته . ( [ 10 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 11 ] ) - م و ل : شد . ( [ 12 ] ) - ت : لرستان . ( [ 13 ] ) - ت : از راه لرستان متوجّه شرف بساط بوس گشته همين لحظه . ( [ 14 ] ) - ت : مىكنند . ( [ 15 ] ) - م : دريافت . ( [ 16 ] ) - ت : ندارد . ( [ 17 ] ) - ت : آدمين‌خوار .