تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
برموجب وصيّت برادر متوجّه كرمان شد . معدودى چند ملازم بودند و به طريق استعجال قطع منازل مىكردند و عظيم متوهّم و متفكّر كه مبادا امير اختيار الدّين حسن كه حاكم كرمان بود تمرّد جويد و تيغ مخالفت بركشد و در كرمان متحصّن شود بلكه اگر به معارضه و مقاتله پيش آيد سلطان احمد را آن زمان قوّت مقاومت او نبود چه او را استعداد حكومت و آلت سلطنت از لشكر سوار و پياده يك دل و يك جهت و اسلحه و انبار و ذخاير و قلاع و خزاين آماده و مرتّب بود و تمامى اهالى ممالك كرمان برّا و بحرا مطيع و دولتخواه ، چنان كه چندكس از اصول مملكت كرمان زمان « [ 1 ] » خبر رسيدن سلطان احمد اغرا و اغواء امير اختيار الدّين حسن كردند كه مملكت نگاه مىبايد داشت و به دو التفات ننمودن چه سلطان احمد را قوّت محاربه و جدال و مخاصمت و قتال نبود و قدرت محاصره نداشت . امير اختيار الدّين از كمال مسلمانى و ديانت اقتدا به آيت :
« إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً
« [ * ] » « [ 2 ] »
»
« 1 » فرموده از طريق خصومت و نزاع و جادّهء مجادلت « [ 3 ] » و شقاق انحراف نمود ، شرايط استقبال به‌جاى آورد و خزاين و دفاين تسليم كرد و كمر عبوديّت و اطاعت ببست ، منصب وزارت و ضبط قانون ولايت و رتق و فتق « [ 4 ] » امور و نسق جمهور به رأى رزين او مفوّض شد . به‌تدريج فضولان و ارباب افساد بنابر صلاح خود و فساد رأى سلطان احمد را از آن بگردانيدند تا بدان واسطه اختلاف و « [ 5 ] » اختلال به حال اهالى و « [ 6 ] » مملكت راه يافت چنانچه شرح آن مفصّل « [ 7 ] » به موضع خود گفته آيد ، - ان شاء اللّه تعالى وحده العزيز - اكنون احوال اصفهان و شاه نصرت الدّين يحيى و رؤسا و اكابر اصفهان و وقايعى كه واقع شد گفته شود ، « [ 8 ] » ان شاء اللّه وحده العزيز . [ 134 - ب ]
هامش
( [ 1 ] ) - ت : زمان . ( [ 2 ] ) - ت : از « اذا حكمتم . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : مجادله . ( [ 4 ] ) - ت : « و فتق » ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : « اختلاف و » ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : « اهالى و » ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : از « وحده العزيز - اكنون احوال . . . » تا اينجا ندارد . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 58 ، سوره 4 . ( 1 ) خدا به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانشان بازگردانيد . و چون به ميان مردم به داورى نشينيد به عدل داورى كنيد . خدا شما را چه نيكو پند مىدهد . هر آينه او شنوا و بيناست .