تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
سلطان زين العابدين از روى ترحّم و تعطّف و تلطّف ملتمسات شاهزاده « [ 1 ] » نصرت الدّين را به اسعاف « [ 2 ] » مقرون گردانيد و خطّ عفو و صفح به مقتضاى
« فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ
« [ * ] »
»
« 1 » بر زلّات و هفوات و عثرات عمو ابو يزيد كشيد . بعد از آنكه در ولايى عجب باوجود انواع تفرقه و پريشانى پشت گردانيده و به‌جانب مخالف پيوسته بود منشور حكومت و سلطنت خطّهء ابرقوه ارزانى فرمود و مقرّر شد كه امير صاحب خير « [ 3 ] » سيف الدّين رمضان اختاچى كه از امراء بزرگ پادشاه سعيد شاه شجاع بود با منشورى به اسم حكومت سلطان ابو يزيد متوجّه ابرقوه شود و از جانب اصفهان خواتين و متعلّقان امرا كه آنجا بودند از آن امير علاء الدّين فرج « [ 4 ] » بهادر و امير فخر الدّين عبد الكريم و امير على بيك موسى جاندار و امير قتلغ شاه كهمره روانهء دار السّلطنهء شيراز گرداند « [ 5 ] » و عهود را به ايمان مغلظّه مؤكّد گردانيده هريك به معسكر خود بازگشتند « [ 6 ] » .

ذكر احوالى كه ميان زين العابدين و شاه منصور هم در اين سال وفات پادشاه سعيد « [ 7 ] » واقع گشت

چون شاه نصرت الدّين يحيى و سلطان مظفّر الدّين « [ 8 ] » ابو يزيد از معسكر كوچ كردند سلطان زين العابدين امرا را دو سه منزل به اورتميشى « [ 9 ] » با ايشان روانه گردانيده بود بعد از مراجعت امرا از معسكر همايون « [ 10 ] » نهضت فرموده به‌جانب كازرون متوجّه شد و شاه منصور كه از جانب شوشتر متوجّه شده بود تمامت ولايت لرستان را شورانيده بود « [ 11 ] » و اكثر اهالى آن مواضع به جبال و قلاع متحصّن گشته بودند و مردم ولايت شولستان نيز منهزم و متقرّق شدند « [ 12 ] » و ولايت خشت و كهمره كه در جوار كازرون افتاده آن را به تمام به هم برآورده به‌طريق استعجال به كازرون كشيد « [ 13 ] » بر امّيد آنكه زين العابدين به شاه يحيى مشغول باشد او خود را در ممالك فارس اندازد . خبر اين « [ 14 ] » مصالحه در
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : شاه . ( [ 2 ] ) - ت : اشقاق . ( [ 3 ] ) - ت : « صاحب خير » ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : فرخ . ( [ 5 ] ) - ت : گردانيد . ( [ 6 ] ) - م و ل : رفتند . ( [ 7 ] ) - ت : شاه شجاع . ( [ 8 ] ) - ت : ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : « به اورتميشى » ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : همالون مقضى الواحد مرضى الاثر . ( [ 11 ] ) - ت : ندارد . ( [ 12 ] ) - ت : شده . ( [ 13 ] ) - ت : كشيده . ( [ 14 ] ) - ت : آن . ( [ * ] ) قسمتى از آيه 85 ، سوره 15 . ( 1 ) پس گذشت كن ، گذشتى نيكو .