پادشاه سعيد مغفور - انار اللّه برهانه - قفس قالب بپرداخت . همان شب بهموجب وصيّت او را در پاى كوه چهل مقام دفن كردند كه بعد از آنكه امير اختيار الدّين حسن برسد او را بهجانب مدينه روانه « [ 1 ] » گردانند « [ 2 ] » .
ولادت حضرت « [ 3 ] » شاه شجاع در بيست و دوّم جمادى الآخر سنهء ثلث و ثلاثين و سبعمايه بود و متمكّن گشت « [ 4 ] » بر سرير سلطنت در ممالك عراق و فارس غرّهء شوّال سنهء تسع و خمسين و سبعمايه پنجاه و سه سال و دو ماه عمر يافت « [ 5 ] » و بيست و پنج سال و ده ماه و بيست و دو روز حكومت كرد .
مولانا اعظم نادرة الزّمان اعجوبة الدّهر مولانا شمس الملّة و الدّين « [ 6 ] » محمّد حافظ شيرازى دو تاريخ در وفات شاه شجاع گفته است . يكى اين است « [ 7 ] » :
شعر « [ 8 ] »
رحمان لا يموت چو « [ 9 ] » آن پادشاه را * ديد آنچنان كزو عمل الخير لا يفوت
موتش قرين رحمت خود كرد تا بود * تاريخ سال واقعه « رحمان لا يموت » « 1 »
و ديگرى اينست « [ 10 ] » :
داراى دهر شاه شجاع اعدل ملوك * ناگه به دو نوشت قضانامهء اجل
چون خامهاش هميشه عملهاى خير كرد * تاريخ موت اوست كنون « خامهء عمل » « 2 »
ذكر واقعات و حالات كه بعد از وفات شاه شجاع در ممالك فارس و كرمان و اصفهان « [ 11 ] » هم در اين سال مذكور به وقوع پيوست
حضرت « [ 12 ] » شاه شجاع وصيّت فرموده « [ 13 ] » بود كه مملكت كرمان به سلطان احمد برادرش دهند . به « [ 14 ] » موجب فرمودهء شاه شجاع ، متوجّه آن طرف شد و مملكت صفاهان را به برادر « [ 15 ] » ديگر ابو يزيد مقرّر كرده بود . در ابتدا چون امير معزّ الدّين اصفهانشاه را با
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - م : گردانيد ، ت : برد .
( [ 3 ] ) - ت : ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : گشتن .
( [ 5 ] ) - م : ندارد .
( [ 6 ] ) - ت : از « مولانا اعظم . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 7 ] ) - م و ل : « يكى اين است » ندارد .
( [ 8 ] ) - م و ت : ندارد .
( [ 9 ] ) - ل : چه .
( [ 10 ] ) - م و ل : « و ديگرى اين است » ندارد .
( [ 11 ] ) - ل : ندارد .
( [ 12 ] ) - ت : ندارد .
( [ 13 ] ) - ت : كرده .
( [ 14 ] ) - ت : بر .
( [ 15 ] ) - ت : بپرداخت .
( 1 ) رحمان لا يموت - 786 .
( 2 ) خامهء عمل - 786 .