سلطان احمد - خلّد اللّه ملكه و سلطانه - در مراضى حقّ - سبحانه و تعالى - بسيار سال پاينده باد . معلوم فرموده باشد و بفرمايد كه در اين مدّت كه حوالهء اين امر بزرگ بدين ضعيف رفته بود به چه نوع معاش كرده و به حالتى كه آدمىزاد را از آن چاره نيست رسيديم و بىحسرت مىرويم . بعد اللّه تعالى سفارش فرزندان « [ 1 ] » بدان جناب مىرود تا چنانچه از حسن اخلاص شهريارى سزد ايشان را مخصوص خود دانسته سخن اعداء و حسّاد كه سالهاست تا چنين روز را منتظرند در حقّ ايشان نشنود و رعايت و مراقبت بفرمايند « [ 2 ] » چنان كه در ايران و توران پسنديده « [ 3 ] » باشد اخلاص و دولتخواهى چون ضمير پاك واقف است مكرّر نمىكند .
مصراع « [ 4 ] »
بگذاشتيم تا كرم او چه مىكند ؟
زيادت تصديع ندادم « [ 5 ] » .
المحتاج الى اللّه .
شاه شجاع .
ذكر وفات شاه شجاع
بعد از اين قضايا و وصايا مصالح تجهيز و تكفين چنان كه دأب « [ 6 ] » اهل صلاح و تقوى باشد « [ 7 ] » معدّ داشت و لباس احرام سفر آخرت را از كرباس كه فراخور احوال فقرا باشد و به تقرير طول و عرض صندوق آرامگاه اشارت فرمود تا نجّاران در حضور مرتّب داشتند و تعيين فرمود كه مولانا اعظم سلطان المحدّثين المشرّف بزيارة بيت اللّه الحرام اتقى الاورع الافضل شرف الملّة و التّقوى و الدّين محمّد الجرهى « [ 8 ] » - قدّس سرّه « [ 9 ] » - غسل آن ذات شريف دهد و فرمود كه امير اختيار الدّين حسن قورچى را از كرمان طلب دارند تا محفّهء او را به مدينهء مبارك نقل گرداند « [ 10 ] » و انعام و وظيفهء مقرّرى مجاوران حضرت مكّه و مدينه و خلعت محفّهداران و كشتىبانان و تمام ما يحتاج به خود مرتّب فرمود و در شب يكشنبه بيست و دويم شعبان سنهء ستّ و ثمانين و سبعمايه روح پاك آن
هامش
( [ 1 ] ) - ت : فرزند .
( [ 2 ] ) - ت : فرمايد .
( [ 3 ] ) - ت : بسنده .
( [ 4 ] ) - ل : شعر ، ت : ندارد . .
( [ 5 ] ) - ل : زيادت .
( [ 6 ] ) - ت : ذات .
( [ 7 ] ) - ل : است .
( [ 8 ] ) - ت : از « اعظم سلطان المحدثين . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 9 ] ) - ت : « قدس سره » ندارد .
( [ 10 ] ) - م و ل : كنند .