لشكرها ترتيب داده از بلخ كوچ فرمود ، چون به مرغاب رسيدند « [ 1 ] » مهد ميمون خانزاده از هرات به استقبال آمد و شهزادهء جهان ، خليل سلطان بهادر دوماهه بود بانوى كبرى ، سراى ملك خانم كه دختر پادشاه سعيد غزان سلطان بود خانزاده را اعزاز و اكرام بسيار نموده طويهاى بزرگ فرمود « [ 2 ] » و بعد از فراغ از وظايف طوى و دعوت خانزاده به طرف هرات معاودت نمود . خليل سلطان را سراى ملك خانم با خود گرفته بهجانب سمرقند رفت و امير صاحبقران به راه يركهباش « [ 3 ] » « 1 » درآمدند و به موضع سرخس رسيدند . بعد از آن بهجانب باورد روان گشته به موضع نسا رسيدند .
شيخ على بهادر و سونجك بهادر « [ 4 ] » و امرايى كه منقلاى بودند چون بدان محلّ رسيدند صف لشكر آراسته به موضع كاوكروج « [ 5 ] » « 2 » با قراول امير ولى جنگ كردند و مبشّر بهادر پيش رفته بر ايشان حمله كرد دشمنان « [ 6 ] » در مقابله تيرى بر دهان او زدند « [ 7 ] » چنان كه دو دندان او از بيخ برآمد و بعد از آنكه اين زخم خورده بود باز حمله كرد و با وجود آن جراحت شمشير به خصم خود رسانيد و او را بينداخت و سرش جدا كرده پيش امير صاحبقران آورد . حضرت صاحب قرانى او را بر آن جلادت و مردانگى ستايشها فرمود و موضع كاوكروج را به سيورغال ابدى به وى ارزانى فرمود « [ 8 ] » و از آنجا كوچ كرده به موضع درون « [ 9 ] » رسيدند و جنگ كرده آن را گرفتند و كوتوال « [ 10 ] » آن را به ياسا رسانيدند و از آنجا به موضع جلاون « [ 11 ] » و دهستان رفتند و از آنجا روانه گشته از آب گرگان گذشته به حوالى كبود جامه و شاسمان نزول فرمودند و احتياط لشكر فرموده از امراى هزاره و صده مجلكا « 3 » ستانيدند « [ 12 ] » كه از قشونات جدا نشوند و بىاجازت به جايى نروند و الّا مستحقّ قتل و هتك باشند و فرمان شد تا بر جويها و آبها پلها ساختند و جنگلها مىبريدند و هرروز مقدار يك فرسنگ كوچ مىكردند و خار و خاشاك « [ 13 ] »
هامش
( [ 1 ] ) - ت : رسيد .
( [ 2 ] ) - ت : فرموده .
( [ 3 ] ) - ت : ركه تاش .
( [ 4 ] ) - ت : « و سونجك بهادر » ندارد .
( [ 5 ] ) - م : كاوكروح .
( [ 6 ] ) - ت : دشمن .
( [ 7 ] ) - ت : آوردند .
( [ 8 ] ) - ت : داشت .
( [ 9 ] ) - ت : ندارد .
( [ 10 ] ) - ت : كوتوالان .
( [ 11 ] ) - ل : جرون .
( [ 12 ] ) - م و ل : ستاندند .
( [ 13 ] ) - ت : خارستان .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « بركاتاش » ، ص 95 . ظفرنامه على يزدى : « بركهتاش » ، ج / 1 ، ص 278 .
( 2 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « كاوكورش » ، ص 95 . ظفرنامه على يزدى ، ج / 1 ، ص 278 و ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) ، ص 175 : « كاوكرش » .
( 3 ) مجلكا / مچلكا : سند ، نوشته ( احسن التواريخ ، ص 842 ) .