تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣

ذكر حوادث و واقع سنهء ستّ و ثمانين و سبعمايه « 1 »

در اين سال امير صاحب‌قران « [ 1 ] » يورش مازندران كرد

بر موجبى كه پيشتر ذكر رفت امير ولى قولى كه كرده بود كه به درگاه « [ 2 ] » و حضرت امير « [ 3 ] » صاحب قرانى آيد بدان وفا ننمود . حضرت صاحب قرانى در سال هفتصد و هشتاد و شش كه موافق سيچقان ئيل بود عازم جانب استراباد شد و از گذر ترمذ از آب آمويه عبور فرمود و از آنجا به ولايت بلخ رسيد و چندروز توقّف [ 130 - ب ] فرمود « [ 4 ] » تا از اطراف و جوانب « [ 5 ] » لشكرها برسيدند . و پيشتر چنانچه ذكر آن گذشت ، ايلچيان به‌جانب شاه شجاع فرستاده بود و خواستارى دختر كرده و از طرفين « [ 6 ] » ايلچيان در آمدو « [ 7 ] » شد بودند و در آخر الجايتوى دراز « 2 » را به رسالت روانه گردانيد « [ 8 ] » و حاجى خواجه را با وى روانه كرد « [ 9 ] » تا از شيراز به‌جهت اميرزاده پير محمّد بن جهانگير ، دختر سلطان « [ 10 ] » اويس بن « [ 11 ] » شاه شجاع را بياورند . ايشان برموجب فرموده روانه « [ 12 ] » گشتند « [ 13 ] » شاهزاده پير محمّد بن جهانگير « [ 14 ] » [ را ] در شهر بلخ در اين ايّام به حضرت امير صاحب‌قران رسانيدند . چندروز متعاقب در آن سور به عيش و طرب مشغول بودند و چون حاجى خواجه زندگانى نه به اندازهء خود كرده بود او را به ياسا رسانيدند . هركه صحبت ملوك اختيار كند و شرايط آداب « [ 15 ] » ملازمت ايشان به تقديم نرساند در هلاك خويش سعى نموده باشد و هركس كه در حضرت ، ملوك ادب را شعار خود سازد و زبان را از فضول و چشم را از خيانت و دل را از نفاق محافظت نمايد به مدارج عزّ دنيوى و معارج خيرات اخروى و اصل گردد . فى الجمله ، امير صاحب‌قران
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد . ( [ 2 ] ) - ت : « به درگاه و » ندارد ، ت : پيش . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : نمود . ( [ 5 ] ) - ت : « و جوانب » ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : هردو طرف . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : كردند . ( [ 9 ] ) - ت : گردانيد . ( [ 10 ] ) - ت : ندارد . ( [ 11 ] ) - ت : پسر . ( [ 12 ] ) - ل : روان . ( [ 13 ] ) - ت : گشته . ( [ 14 ] ) - م و ت : « پير محمّد بن جهانگير » ندارد . ( [ 15 ] ) - ت : ادب . ( 1 ) سال 786 ه . ق . ( 2 ) ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « ازون الجايتو » ، ص 175 .
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 603 | سيد كمال حاج سيد جوادى / عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )