تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
كرده پيش « [ 1 ] » امير صاحب‌قران آورد باوجود سنّ كودكى بهادرىهاى مردانه « [ 2 ] » نمود ، آخر الامر آن حصار را به قهر و غلبه بگرفتند و مردم آن مواضع « [ 3 ] » را مجموع بر قشونها بخش كردند و به ياسا رسانيدند . حضرت صاحب قرانى « [ 4 ] » از آنجا به‌جانب قندهار رفت و امير جهانشاه به « [ 5 ] » موجب فرمان از جانب قتلان به قندهار رسيده بود و مبشّر و اسكندر شيخى از پيش بندگى حضرت صاحب قرانى رفته بودند و قندهار را گردپيچ كرده و جنگ انداخته ، آن را نيز فتح كردند و سردار ايشان را گرفته به حضرت آوردند . فرمان شد تا دارى بزدند و او را از آنجا بياويختند و كوچ فرموده به قندهار رسيد و امير جهانشاه بهادر را به انعام و احسان بىشمار مخصوص گردانيد و زمستان هم در آن نواحى قشلاق [ 129 - ب ] فرمود « [ 6 ] » و چون فصل بهار درآمد ، امير صاحب‌قران از قندهار به‌جانب دار السّلطنهء سمرقند معاودت فرمود « [ 7 ] » و بعد از چهارده روز در پاى تخت مبارك خود به فتح و فيروزى « [ 8 ] » رسيد .

ذكر احوال عراق و آذربايجان در اين « [ 9 ] » سال يعنى خمس و ثمانين و سبعمايه « [ 10 ] »

در سلخ رمضان سنهء خمس و ثمانين و سبعمايه شاه شجاع در ظاهر شوشتر بود . امير كبير صاحب تدبير « [ 11 ] » اختيار الدّين حسن قورچى كه از قبل شاه شجاع حاكم كرمان بود بريدى را به تعجيل به « [ 12 ] » حضرت « [ 13 ] » شاه شجاع فرستاد كه حضرت امير صاحب‌قران با لشكرى گران از آب جيحون عبور كرده برجانب سيستان هجوم نموده « [ 14 ] » و سيستان « [ 15 ] » را به اندك مدّتى مسخّر گردانيد . « [ 16 ] » با وجود آنكه در مقام محبّت و يگانگى است امكان « [ 17 ] » دارد كه متوجّه كرمان شود ، دفع آن قضيّه انديشيدن به رأى رزين و فكر
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : به . ( [ 2 ] ) - ت : تحسينش كرد كه مردانگى . ( [ 3 ] ) - ت : مردمان او . ( [ 4 ] ) - م و ل : قران . ( [ 5 ] ) - ل : از آنجا به . ( [ 6 ] ) - ت : كردند . ( [ 7 ] ) - ت : نمود . ( [ 8 ] ) - م و ت : از « در پاى تخت . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : « يعنى خمس و ثمانين سبعمايه » ندارد ، ت : سال مذكور . ( [ 11 ] ) - ت : « كبير صاحب تدبير » ندارد . ( [ 12 ] ) - ت : پيش . ( [ 13 ] ) - ت : ندارد . ( [ 14 ] ) - م و ل : نمود . ( [ 15 ] ) - ت : سجستان . ( [ 16 ] ) - ت : كرده . ( [ 17 ] ) - ت : انكار .