تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
آتش زدند . لشكريان از آنجا علفه و علوفهء بسيار به دست آوردند و در همين روز دوديه ديگر كه به همان نزديكى بود وقت نماز پيشين تاخت كرده غلات و اطعمهء فراوان گرفتند و هندوانى كه بدان كوه پناه برده بودند سرآمد شريران و رأس و رييس مفسدان بودند . در اين راه چند تن را از عساكر منصوره تير زدند و مجروح گردانيدند . « [ 1 ] » روز ديگر از آن موضع كوچ كرده به مقابل قصبهء جمو نزول فرمودند و در آن مواضع مزارع بسيار بود چنانچه چهارپاى لشكريان مجموع غلهء سبز خوشه كشيده خورانيدند . روز پنجشنبه بيستم جمادى الآخر عنان عزيمت به صوب گبران قصبه جمو تافته و بدان درّه كه منبع آب جموست درآمدند و چند نوبت لشكر منصور از آن آب گذشتند . در دامن كوه به دست چپ قصبه جمو بود و دست راست قريهء منو ، هندوان قوىهيكل پردل در اين دو موضع بودند . زن و فرزندان را به كوهها فرستادند و در مقام جنگ و جدال بازايستاد . عساكر منصوره ديه را تاخت كردند و به‌وقت بازگشتن به قصبهء جمو در آمدند تا علفه و علوفه بردارند « [ 2 ] » از طرف قريهء منو راى ايشان سوار شده با جمعى [ 198 - آ ] گردان نامجوى و كافران هندو نعره و فرياد برآوردند و به كوه برآمده به حصانت آن مغرور شده تير مىانداختند و جنگلى در غايت استحكام « [ 3 ] » و جايى عظيم استوار داشتند ، چنان كه درآمدن در آنجا به محال نزديك و از امكان دور بود . راى عالى مصلحت در آن ديد كه به حسن تدبير ايشان را در قيد تسخير آرد . چند قشون مرد جلد را در كمينگاههاى لشكر گذاشته راه پيش گرفت و در روز جمعه بيست و يكم ماه از آب جمو گذر « [ 4 ] » فرمود و به مزرعهء آب جنداوه فرود آمد و در اين موضع چهار فرسنگ در چهار فرسنگ غلهء سبز بود خوشه در گلو آورده و چون در درّهء جمو و منو با جماعت گبران اتّفاق غزا نيفتاد خاطر اشرف ملتفت آن حال بود و ضمير منير نگران قضيّه . چون بندگى حضرت از آنجا كوچ فرمودند هندوان ايمن گشته « [ 5 ] » از جنگلها بيرون آمدند و آن چند قشون مرد كه آنجا گذاشته بودند مقدّمهم دولت تيمور و حسين ملك قوچين « [ 6 ] » و ديگر از بهادران عساكر منصور بر ايشان دوانيدند و راى جمو را با پنجاه گبر ديگر گردن بسته به حضرت آوردند . امير صاحب‌قران بعد از اداى شكر نعمتهاى رحمان « [ 7 ] » و تقديم مراسم تحميد جهت
هامش
( [ 1 ] ) - م و ت : گردانيد . ( [ 2 ] ) - م و ل : از « هندوان قوىهيكل پردل . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 3 ] ) - م و ت : احكام . ( [ 4 ] ) - ت : عبور . ( [ 5 ] ) - ت : گشتند . ( [ 6 ] ) - ت : ندارد . ( [ 7 ] ) - ل : يزدان .