ذكر حركت رايات همايون بهجانب دار السّلطنهء « [ 1 ] » سمرقند
راى عالمآراى بر آن قرار گرفت كه حضرت صاحب قرانى بيش از عساكر منصور از درياى دندنه « [ 2 ] » « 1 » عبور فرمايد و متوجّه سمرقند شود .
روز پنجشنبه بيست و هفتم كوچ فرموده بر كنار جنگل در سر تلى محفّهء حضرت صاحب قرانى فروگرفتند . در آن روز شيرى در آن جنگل پيدا شد ، بهادران صيدافكن و دليران شيرشكن تاختن آوردند . امير بهادر نيكوسيرت « [ 3 ] » شيخ نور الدّين دليرتر از همه در آمد و به حملهء مردانه آن شير را بينداخت . در اثناى اين حال امرايى كه بهطرف لهاوور رفته بودند به اردوى همايون رسيدند . غنايم بسيار حاصل كرده آن غنيمتها را به اسم تغوزو « [ 4 ] » پيشكشى بگذرانيدند . بندگى حضرت هم در آن « [ 5 ] » مجلس هريك از بهادران را سيورغال فرمود و در آن ساعت نظر مبارك او بر محمّد آزاد افتاد بهواسطهء آنكه در مقام حرب از او مردانگى مشاهده كرده بود او را به مرحمت و عنايت مخصوص گردانيده جامهء خاصّ و تركش خاصّه به دو ارزانى داشت تا عالميان دانند كه اندك كوششى در آن حضرت غايب و ضايع نمىماند . بعد از آن حكم همايون به نفاذ انجاميد كه امراى بوانقار و جوانقار و ساير امرى تومانات هريك را به راهى معيّن روى به دار الملك سمرقند آورده مخدومزادگان و امراى بزرگ و امراى تومانات و امراى قشونات على اختلاف مراتبهم و قدر منازلهم به خلعتهاى گرانمايه و تاج و كمر و زر و زيور مخصوص و سرافراز گردانيد .
روز ديگر در آن صحارى و مرغزارها هوس شكار فرموده چابكسواران عساكر منصوره چندان شكارى انداختند كه از حيّز حصر بيرون بود .
روز جمعه بيست و هشتم چون از صيد « [ 6 ] » فارغ گشتند به موضعى كه آن را جبهان خوانند و سر راه كشمير است فرود آمدند . در بيست و نهم به كنار دندنه « [ 7 ] » رسيدند و در همانروز رايات همايون از آب عبور فرمود و امير شاه ملك و جلال اسلام را فرمان شد تا مجموع عسكر منصور را از پل بگذرانند . [ 199 - آ ] حضرت صاحب قرانى در
هامش
( [ 1 ] ) - ت : ندارد .
( [ 2 ] ) - م و ت : ديدند .
( [ 3 ] ) - ت : « بهادر نيكوسيرت » ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : « تقوز و » ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : اين .
( [ 6 ] ) - ت : حصر .
( [ 7 ] ) - ل و ت : ديدنه .
( 1 ) ظفرنامه على يزدى ، ج / 2 ، ص 129 ، ظفرنامه على يزدى ، ( اورونبايوف ) : « دندانه » ، ص 34 .