در آن شب بندگى حضرت به وثاق اميرزاده پير محمّد فرود آمد و روز ديگر از آن مرحله كوچ فرموده به موضع بهره « 1 » كه از نواحى بكرى بود و مشهور به ولايت مياپور نزول فرمود . روز ديگر به موضع شقسار ساوه فرود آمدند و بهسبب غنيمت وافر « [ 1 ] » كه در تصرّف لشكر منصور آمده بود نقل به آهستگى ميسّر مىشد روز دگر به موضع كندرو « 2 » رسيدند .
ذكر غزوى ديگر كه در كوه سوالك واقع شد
در سيزدهم جمادى الاوّل رايات جهانگشاى حضرت صاحب قرانى از آب جون عبور فرمود و به حدّى ديگر از كوه سوالك برسيد ، خبر رسانيدند كه يكى از رايان هند ، اورين « [ 2 ] » « 3 » نام خلقى بسيار از مجوس و كفّار و اصناف هندوان در تحت رايت او جمع شدهاند و از اطراف و جوانب بههم پيوسته و به كوههاى سخت و بيشههاى پردرخت تحصّن نموده متوجّه ايشان شد نماز شام به كنار بيشهئى رسيدند فرمان شد تا امراى قشونات مشعلها ترتيب كرده به جنگل بريدن و درخت انداختن « [ 3 ] » مشغول گشتند . هم در شب قريب يك فرسخ راه كوه و جنگل را پاك كردند روز ديگر :
شعر « [ 4 ] »
چو « [ 5 ] » از چرخ بنمود گيتى فروز * شب تيره بگريخت از دست روز
كوكبه مواكب همايون را بدان كوه درآمد « [ 6 ] » و به رأى رزين « [ 7 ] » ميمنه و ميسره را به رسم و آيين زيب و تزيين داده و با اتباع و اجناد « [ 8 ] » جنگ را ساخته چون از دور هيبت و شكوه لشكر منصور مشاهده كردند از آواز كوس و نقّاره و نفير و برغو و لوله در كوه و زلزله در گروه ايشان افتاد :
هامش
( [ 1 ] ) - ت : بسيار .
( [ 2 ] ) - ت : لورين .
( [ 3 ] ) - ت : « و درخت انداختن » ندارد .
( [ 4 ] ) - ت : بيت .
( [ 5 ] ) - ل : چه .
( [ 6 ] ) - ت : درآوردند .
( [ 7 ] ) - ت : « و به راى او زين » ندارد .
( [ 8 ] ) - ت : آحاد .
( 1 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) : « بهيره » ، ص 200 .
( 2 ) ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « كندر » ، ص 335 .
( 3 ) ظفرنامه شامى ( فيلكس تاور ) ، ظفرنامه على يزدى ( اورونبايوف ) : « رتن » ، همان .