تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة 862

مساهمون:

ص٨٦٢
اثنا خبر رسيد كه در درّه‌هاى كوه سوالك گبران بسيار و هندوان بىشمار جمع شده‌اند باز عزم ايلغار كرده ، حكم همايون به نفاذ انجاميد كه عساكر منصور كه در اغرق‌اند كوچ كرده به‌طرف آن كوه روانه شوند . بندگى حضرت به يك فرسنگى كوه نزول فرمود . در اين مقام اميرزاده خليل سلطان بهادر و امير شيخ نور الدّين از اغرق برسيدند و امير سليمانشاه و ديگر امرا به عرض رسانيدند كه اگر بندگى حضرت اعلى ميل « [ 1 ] » به‌طرف اغرق فرمايد و چند روزى به استراحت مشغول باشد ما بندگان به‌جانب آن هندوان تاخت كنيم . بندگى در جواب فرمود كه اين طايفه همه گبران‌اند و با ايشان جنگ كردن غزاست و غزا كردن چند فايده دارد . نام نيكو در دنيا و ثواب وافر در آخرت ، با اين همه منافع دنيوى از حصول اموال و گرفتن غنايم ، و اگر شما را نظر بر اين فوايد است مرا نيز همّت بر مثل همين دولت است و نهمت « [ 2 ] » بر نيل سعادت باقى است به‌جهت خاصّهء نفس خود و منفعت حالى براى مسكينان لشكر كه اولاغ « 1 » ندارند و پياده مانده‌اند ، و غم زيردستان خوردن و به‌جهت آسايش ايشان رنج بر تن خود نهادن به از اختيار تن‌آسايى است و قناعت به كامرانى . هم اين روز حكم صادر شد كه امير جهانشاه و بعضى كه به تاخت رفته بودند مجموع به اردوى همايون حاضر شوند . چون لشكرها جمع شد متوجّه كوه سوالك گشتند و در آن درّه كواه راهى بود ، بهروز نام خلقى بسيار جمع كرده و به حصانت كوه و لشكر بسيار مغرور گشته ، فرمان شد تا لشكر منصور ميمنه و ميسره آراسته روى به غزو كفّار آورند . « [ 3 ] » چون بدان موضع رسيدند حضرت صاحب قرانى در دهانهء درّه توقّف فرمود و لشكر را به رأى رزين و قوّت دل مىداد تا به تأبيد آسمانى هماى ظفر سايه بر لشكر منصور افكند و آفتاب بهروزى از افق پيروزى طالع شد . دشمنان منهزم شدند و دوستان غنيمت بسيار گرفتند و بندگى حضرت را چون نظر بر حال رفاهيّت ضعفا بود فرمان فرمود كه مردم [ 196 - ب ] قوىحال كه هريك سيصد و چهارصد گاو گوسفند گرفته بودند بعضى بازستده « [ 4 ] » بر مردم ضعيف پخش كردند چنانچه آحاد و افراد لشكريان از سوار و پياده و خرد و بزرگ از آن غنايم بهره‌ور شدند .
هامش
( [ 1 ] ) - م : ندارد ، ت : حركت . ( [ 2 ] ) - ت : همّت . ( [ 3 ] ) - م و ل : آوردند . ( [ 4 ] ) - ت : تا رسيده . ( 1 ) اولاغ / اولاق / الاغ : چاپار ( احسن التواريخ ، ص 823 ) .