شعر « [ 1 ] »
چون كار به اختيار ما نيست * بِه كردن كار كار ما نيست
هرچه ارباب حرف بودند حكم شد كه به نوّاب مخدومزادگان و آغايان تسليم دارند و سنگتراشان جهت خاصّهء شريفه ضبط كنند و بندگى حضرت صاحب قرانى « [ 2 ] » پانزده روز در دهلى توقّف فرمود و چون اين فتح نامدار روى نمود و ديار و بلادى بدان عظيمى گشاده گشت عنان عزيمت بر مراجعت معطوف گردانيده در بيست و دوم ماه كوچ فرمودند با بخت فيروزه به فيروزآباد فرود آمد و ساعتى در آنجا توقّف نموده منتزعات آن مواضع را در نظم آورده در مسجد فيروزآباد دو ركعت نماز گزارده « [ 3 ] » شكر نعمتهاى الهى به ادا رسانيد و چون از دروازهء فيروزآباد بيرون آمدند خداوندزاده سيّد شمس الدّين كه از سادات ترمذ بود و علاء الدّين « [ 4 ] » نايب كه پيش از اين از لشكر همايون به رسم ايلچىگرى بهطرف لهاور رفته بودند رسيدند و عرضه داشتند كه بهادر تهار كه حاكم بعضى از ولايات آن طرف بود سر بر خطّ [ 194 - آ ] بندگى نهاده روز جمعه به شرف خاكبوس مىرسد .
چون از اين طرف جهاننماى نزديك وزيرآباد نزول فرمود ايلچيان دو طوطى سفيد كه بهادر تهار در صحبت ايشان فرستاده بود به عرض رسانيدند و آن طوطى از عهد سلطان تغلق شاه بازمانده بود و چندين مدّت در مجالس سلاطين سخنورى و شكرخايى كرده و نظر بزرگان جهان بر ايشان آمده .
بيست و سيم ربيع الاوّل از وزيرآباد كوچ فرموده از آب جون عبور فرمودند و به ميان دولت كه معمورترين ولايات هند بود درآمدند به سلامت .
ذكر فتح قلعهء ميرت « [ 5 ] »
اين قلعهئى است از قلاع مشهور كشور هند ، روز يكشنبه بيست و ششم ربيع الآخر حضرت صاحب قرانى اميرزاده رستم برلاس و امير شاه ملك و امير اللّه داد را
هامش
( [ 1 ] ) - ت : بيت .
( [ 2 ] ) - ت : ندارد .
( [ 3 ] ) - ت : كرده .
( [ 4 ] ) - ل : علاء الدوله .
( [ 5 ] ) - ل : « ذكر غذوى ديگر كه در كوه سوالك واقع شد » .